دانلود رمان اوتای به قلم اکرم حسین زاده با لینک مستقیم
رمان اوتای نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: اکرم حسین زاده
تعداد صفحات: 2351
خلاصه رمان: من مردیام که به جرم تن ندادن به رسم و رسوم از زادگاهم بیرون کردن، من هم خوب از خجالتشون در اومدم، ولی دنیا بدجوری گرده! الان جوری گشته که بهم احتیاج پیدا کردن ولی من الان یه بوسکور حرفهای هستم با کلی اسم و رسم و ثروت… و من شرط کمک رو ازدواج با زیباترین دختر زادگاهم تعیین کردم… داستان یاشار و اولدوز
قسمتی از متن رمان اوتای
امان از دست این رفیقش! سمت اولدوز برگشت و نگاه
خریدارانه تری به سمتش انداخت۔ وقتی آلما زنگ زده و
گفته بود چه چیزهایی خریده و اینکه آیا چیز دیگری لازم
ندارند، گفته بود پالتوی سفید بخر با شلوار و شال گرم
ست با آن، هر چند آلما با شنیدن جریان ازدواج اصرار
داشت آرایش مختصری هم بکند ولی خودش قبل از اولدوز
اعتراض کرد و جا برای اعتراض او نگذاشت؛ همین که
قبول کرده لباس سفید بپوشه لطف کرده وبا عزای پدرش
بیش از این نمی خواد…همین که اولدوز یک کلام و یک دنده، فردای از دست دادن پدرش بدون هیچ اعتراضی راضی به پوشیدن رخت سفید شده بودا جای شکر داشت و نیازی به اصرار و اجبار بیشتر نبود، هر چند که در واقع هیچ نیازی هم به آرایش نداشت، جذابیت خدادادی اش فوق العاده بود۔ با پالتوی سفیدی با سرشانه ی خزدار و شالی شیک و زیبا، عالی هم برایش کلمه ی غیرمنصفانه ای بود۔
چته اولدوز؟ چرا اینقدر سردی؟ چرا یخ زدی؟ اولدوز تکانی به خود داد و خواست بدون جواب دست بکشد…حرکت کند که با اجبار وارد شده از سمت مرد ایستاد۔ لحن یاشار کمی جدی و کمی هم حق به جانب بود: اولدوز مگه منو نمیشناسی؟ اولین باره همو می بینیم؟ به جیک و پوک خودم و خانواده ام وارد نیستی؟
دانلود رایگان رمان اوتای اثر اکرم حسین زاده
دانلود رمان اوتای 11.43 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت