دانلود رمان معشوقه پرست به قلم کیمبا ذبیحی با لینک مستقیم
دانلود رمان معشوقه پرست نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: کیمیا ذبیحی
تعداد صفحات: 2424
خلاصه رمان: لیلا سحابی، نویسنده و شاعر مجله فرهنگی بانوی ایرانی، به جرم قتل دستگیر میشود. بازپرسِ پرونده او، در جستوجو و کشف حقیقت، و به کاوش رازهای زندگی این شاعر غمگین میپردازد و به دفتر خاطراتش میرسد. دفتری که پر است از رازهای ناگفته و از خط به خطِ هر صفحه اش، بوی خون به مشام میرسد
قسمتی از متن رمان معشوقه پرست
میشه بازم باهم صحبت کنیم؟ دوست دارم درباره… اونیکی پدربزرگم بدونم. اینکه الان کجاست، چیکار میکنه، اصلا کجا زندگی میکنه؟! شاید… شاید بعد از اینکه برگشتم، رفتم ببینمش. روی صندلیاش جابهجا شد و دستان به هم گره خورده اش را روی میز گذاشت. قدمت که روی چشم؛ هر موقع دلت خواست بهم خبر بده، من بهادر رو میفرستم دنبالت. ولی… فکر نکنم انتظام خان دلش بخواد تو رو ببینه باباجان. فراموشش کن. به زندگیت برس. با ما پیرمردها کاری نداشته باش!
ناراحت پرسیدم: یعنی چی نمیخواد من رو ببینه؟ فراموشش کن. چاییت رو بخور، یخ کرد. اصرار کردم: آقابزرگ؟ تو رو خدا! بگید، چیزی شده؟ سرش را پایین انداخت و با تعلل جوابم را داد: فرهاد یهبار عکست رو براش فرستاد. بلکه تو رو دید و… خواست نوهاش رو ببینه. اما وقتی دیدت و اسمت رو فهمید… عکس رو انداخت تو آتیش. گفتم که، ما پیرمردها رو ول کن به حال خودمون. دستم را روی دستان زمخت و پر چینش گذاشتم و لبخند دلسوزانه ای به رویش زدم.
فرداشب میام دیدنتون، باشه؟ شب هم پیش شما میمونم. فکر نکنم دایی با یه شب نبودنم مشکلی داشته باشه. مرتضی؟ چرا نداشته باشه؟ کی با من مشکل نداره؟ بهادر رو میفرستم دنبالت. خودت که یادت نیست…. به ابرو، به مهران اشاره کرد و ادامه داد: به اون پسره سربه هوا هم الان بگی دودقیقه بعد فراموشش میشه. خندیدم. خیلی وقت بود ندیده بودمش. فکر میکردم عوض شده. ولی همون بچه ی سرتق و شیرین زبونیه که ده سال پیش دیدمش.
دانلود رایگان رمان معشوقه پرست اثر کیمیا، ذبیحی
دانلود رمان معشوقه پرست 6.25 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت