دانلود رمان به نام زن به قلم مهدیس عصایی با لینک مستقیم
رمان به نام زن نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: مهدیس عصایی
تعداد صفحات: 1625
خلاصه رمان: به نام زن داستان زندگی مادر جوانی به نام ماهور است که در پی درآمد بیشتر برای گذران زندگی خود و دختر بیست ساله اش در یک هتل در مشهد به عنوان نیروی خدمات استخدام می شود. شروع ماجرای احساسی ماهور همزمان با آنچه در هتل به عنوان خدمات به مسافران خارجی عرضه میشود زندگی او را دچار اتفاقات جدیدی میکند…
قسمتی از متن رمان به نام زن
چرخی زد با دیدن جعبه کفشی۔ که به زور هلیا خریده بود و
حالا کنار بخاری افتاده بود گامی بلند برداشت۔ مامان تو رو خدا عینکمو بده چشام هیچ جا رو نمی بینه! ماهور در جعبه را باز کرد و نگاهی بی میل به کفش های پاشنه بلندش انداخت: شهاب رسیده؟ هلیا برای فرار از هر دعوای احتمالی سریع زیپ را از کرد و روی لب های کالباسیش رژ مایع قرمز کشید۔ ماهور کفش ها را روی زمین گذاشت حین پوشیدنشان
سوالش را دوباره پرسید۔
اوهوم، ماهور نگاهش در خانه چرخید تا چادرش را بیابد که
چشمش به لب های هلیا افتاد: انقدر پررنگ کردی تو؟! هلیا طاقت نیاورد و پا بر زمین کوباند و غر زد: اه مامان خودت گفتی که! ماهور با قدم هایی که هنوز، به پاشنه های بلند کفش شادت نکرده بود از کنارش گذشت،۔ دست دراز کرد و از
روی اوپن عطرش را برداشت و آن را تقریبا روی خودش
خالی کرد: کمش کن مامان جان من گفتم یکم رنگ بده۔الان بری، بازرسی حرم گیر میده بهت خوشگلم۔
هلیا مطیعانه سری تکان داد و نزدیک ماهور ایستاد و با گردنی کج خودش را لوس کرد: عینکمو می دی؟ تا قبل حرم فقط… اخم پر رنگ ماهور راه را بر هر حرف و اعتراضی بست۔ دوساعت تحمل کن، همچین چشماتو کج وکوله میکنی انگار هیچ جا رو نمی بینی!هلیا لجوجانه پا بر زمین کوبید و لب روی هم فشرد۔ ماهور برای لحظه ای دست ازگشتن چادرش برداشت و نزدیکش شد و شانه های او را گرفت و از قوزی در آورد:
دانلود رایگان رمان به نام زن اثر مهدیس عصایی
دانلود رمان به نام زن 6.37 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت