دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند به قلم شازده کوچولو با لینک مستقیم
دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجباری
نویسنده رمان: شازده کوچولو
تعداد صفحات: 549
خلاصه رمان: یه مرد هفتادساله پولداربه اسم زرنگارکه دوتا پسر و دوتا دختر داره. دختردومش”کیمیا ” مجرده که عاشق استاد نخبه دانشگاهشون به نام طاهاست.کیمیا قراره با برادر شوهر خواهرش به اسم نامدار ازدواج کنه ولی با طاها فرار می کنه واز ایران میره.زرنگار هم در عوض خواهر هفده ساله طاها به اسم طلا راکه خودش عاشق پسرخالش به اسم امیر را مجبور میکنه باهاش ازدواج کنه و تو خونه ش به عنوان خدمتکار کارکنه…..
قسمتی از متن رمان طلاهای این شهر ارزانند
تو غلط کردی…بیجا کردی…تو کم کسی نیستی…عشق کورت کرده پریا…به والله که کورت کرده. من این کور بودنو به توی این خونه بودن و سربار بودن ترجیح میدم. خل شدی آره… من خل شدم…ولی تو این خونه بیشتر از این سربار نمیمونم.
از اتاقش بیرون میزنم و میدانم که این دختر همه ما را به چه کنم گفتن می اندازد. آخرین تکه های مانده را درون ساك جا دادم و تمامی مهمانان رفته بودند.
دلم لک زده بود برای بوسیدن خاله….و خواهرانه حرف زدن هایم با طناز…برای آخرین بار مسیر کلبه تا ساختمان را طی کردم و از در پشتی آشپزخونه به مقر حکومتی خاله
نزدیک شدم. از پشت دست گرد گردنش انداختم و گونه نرم و تپلش را عاشقانه و برای آخرین بار بوسیدم. بچه بیا برو …خودتو لوس نکن…وقت ندارم. لبخندی به او که ارد میداد به خدمه های جدید زدم و راهی اتاق زیر پله ها شدم…همانی که کیارش اتاق بازیش کرده بود….مشغول گیمش بودد….
طناز خوابیده بود و آخرین فرصت من هم به فنا رفته بود…. کیان را هم ندیدم و چه دردی داشت همدم ندیدن… قدم های سنگینم طرف کلبه برداشته شد…. چه شب هایی که میان این باغ تخم تنهایی کاشتم و محصول بغض درو کردم… چه شب هایی که خوف برم داشت و کسی نبود که همدم شود… چه روزهایی که درد داشتم و کسی نبود که مرهم شود… و چه سختی هایی که من کشیدم و کشیدم و کشیدم… در کلبه را گشودم و از شدت ترس دست به قلب بردم و هینی کشیدم و او سیگارش را روشن
دانلود رایگان رمان طلاهای این شهر ارزانند اثر شازده کوچولو
دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند 9.11 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت