دانلود رمان مادموزل به قلم باروونی با لینک مستقیم
رمان مادموزل نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، واقعی
نویسنده رمان: باروونی
تعداد صفحات: 410
خلاصه رمان: داستان من داستان زندگی مریمه…دختری که فقیر زاده شده و فقیر هم بزرگ شده.تنها زاده شده و تنها زندگی میکنه.دست سرنوشت اونو میبره به دنیایی جدید…خیلی جدید…عاشق میشه و عشقش با همه عشقا فرق داره…کهنه میشه و راضی کننده تر و مثل اشیا عتیقه قیمتی تر… بامن و مریم همراه باشید…
قسمتی از متن رمان مادموزل
میدونی کجاست؟ یه بندر خوشگل تو فرانسه… وای نمیدونی مریم چه بازارایی داره.کلا شهر روشن و رویاییه بعدیه کاوه جونم بگم برات که پسر بزرگه آقا کیان.دختراش تقریبا هم سن و سال من و تواند.تو نیس زندگی میکنند.نیس که با اینکه 22 وخرده ای سالشه اما مجرده. چرا ازدواج نکرده.پیر پسریه واسه خودش پس؟ شانه بال انداخت: خودش میگه کیس مورد علاقشو پیدا نکرده اما علی میگه… برادر شوهر کوچیکمه.
بگما اینم مجرده.علی و کاوه باهم تو فرانسه زندگی میکردن و درس میخوندن.علی درسش که علی کیه؟ تموم شد برگشت اما کاوه همچنان در حال طی کردن مراحل مختلف تحصیلات عالیه ست! به لهن خاص و مسخره اش موقع ادای این جمله خندیدم و گفتم: بلند شد و کنار پنجره نسبتا کوچکی که در ارتفای بالایی قرار داشت ایستاد و سرک کشید که بلکه بتواند بیرون را خب این داروخونه باید مال علی آقا باشه دیگه درست میگم؟ ببیند و چون موفق نشد آمد و به دیوار کنارم تکیه زد:
آره…علی دکتر داروسازه.خودش اینقدر کم میاد که یه دکتر داروساز دیگه رو هم استخدام کردیم. بعد که انگار چیزی یادش آمده باشد خندید و گفت: باهاش حرف بزنم تموم تنم خیس عرق میشه.آدم باید هرجمله شو صدبار تو ذهنش حلاجی کنه.بسکه قلمبه سلمبه وای نمیدونی داروسازه دختره. مدرکشو از دانشگاه چی چی آمریکا گرفته نمیدونم اما اینقدر مودبه.وقتی میخوام حرف میزنه.میگم مریم میتونی بیای داروخونه پیش ما؟ متعجب گفتم: من؟؟…کوتاه
دانلود رایگان رمان مادموزل اثر باروونی
دانلود رمان مادموزل 3.46 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت