دانلود رمان مادمازل به قلم م_مطلق با لینک مستقیم
دانلود رمان مادمازل نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، طنز، اجتماعی
نویسنده رمان: م_مطلق
تعداد صفحات: 352
خلاصه رمان: مادمازل يعني تنهايي…دانيار : فكرشو بكن .. توي ايستگاه اتوبوس، وسطاي فصل سرد بهمن، كتاب كيمياگر توي دستت و يك ساعت منتظر اتوبوس وايساده باشي … يكي رو ببيني كه اين همه شباهت رو با تو داره .. يك، دو، سه ! عاشق شدي !!! شهروز : فكر ميكردم زن ها خيلي كارايي براي زندگي دارن ! مادرم كه مرد … فهميدم زن ها وسيله نيستن .. خودشون يه زندگين .. بايد براش وسيله تهيه بشه…
قسمتی از متن رمان مادمازل
محمد خنديد و از جلوي در رفت كنار شروين منو پرت كرد و با اخم هميشگيش غريد : لعنت بهت . بدتر بهش اخم كردم . مرتيكه مضخرف . به شدت ازش بدم مياد ! ساعت هشت بود كه كارام تموم شد و از همه خداحافظي كردم. يكدفعه روهان گفت: وايسا من و اهورا و اميرعلي هم داريم ميريم مي رسونيمت بعد از كلي تعارف تيكه پاره كردن اخر سر مجبور شدم قبول كنم . رفتيم پاركينگ و روهان با دست اسپورتيج مشكي رنگي رو نشون داد.
خدايا … چي ميشد به ما هم از اين ماشين گوگوليا ميدادي ؟ بعد از همشون سوار شدم و عقب كنار اهورا نشستم . بعد از كلي ببخشيد و اين حرفا روهان راه افتاد . فضاي ماشين رو حرف هاي فوتبالي كه من ازشون متنفر بودم پر كرده بود . اروم گوشيم رو نگاهي انداختم . ماهنوش اس ام اس داده بود كه دارم ميرم خونه خودمون و خونه رو تمييز كردم . بازم تنهايي هميشگي . مثل اينكه كلا خدا من رو تنها افريده بود .
روهان يكدفعه خطاب به من گفت : چرا ساكتين خانوم مجنون ؟ حرفي نيست كه بزنم…اهورا رو كرد بهم و گفت : واقعا قهوه اتون خيلي خوشمزه بود . امير علي خميازه اي كشيد : آره منم دوس داشتم . خوشحالم كه خوشتون اومد . خانوم مجنون، ميتونم يه سوال بپرسم ؟ بفرماييد . اون جاي زخمتون واسه چيه
دانلود رایگان رمان مادمازل اثر م_مطلق
دانلود رمان مادمازل 2.18 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت