دانلود رمان منم طهورا به قلم آسایا آریایی با لینک مستقیم
رمان منم طهورا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، پلیسی
نویسنده رمان: آسایا آریایی
تعداد صفحات: 441
خلاصه رمان: منم طهورا دختر اریایی نسلی از کوروش کبیر اماده ام برای………… انتقام انتقام خون پدر انتقام خون مادر و انتقام خون برادر…چشمامو برای چند ثانیه روی هم می زارم باید تمرکز داشته باشم لنز دوربین قناصه را تنظیم می کنم. حالا مورد تو تیر راس منه یاد حرف پدرم می افتم که می گفت:طهورا ….یه قناصه زن قبل از شلیک یه نفس عمیق بدون بازدم می کشه به هیچ چیز فکر نمی کنه؛ چون فکرت که درگیر باشه دستات می لرزه
قسمتی از متن رمان منم طهورا
مقنعه ام کامل از سرم افتاده بوده کل مانتوم خاکی و جر خورده بود دکمه هاشم یکی در میون شل یا افتاده بودن، وضعی اسفناکی داشتم، مخصوصا این که خسته هم بودم ولی گاردم رو حفظ کردمه پندار تو سکوت جلو می اومده دیگه از جام تکون نخوردمه تا اومد منو بگیره چرخی زدم و رفتم پشتتتش و با آرنج و گفتم که دوره کوبیدم کمرشه چه قدرتواون لحظه به خودم آموزش های دفاعی و رزمی تن به تن رو کامل نگذرونده بودم…
پندار با پاشید خاک، تو صتورم دردی رو حس ِ برام زیر پایی گرفت که پرت شدت روی بد کردم کمی سرم رو کج کردم تا ببینم می خواد چه غلطی کنه، روی من خم شد، یه د ستش رو آورد تا منو برگردونه، منم یه دستم رو حایل زمین کردم وبه پهلو شدم، با سر رفتم تو شکمش، پندار عقبکی رفت و افتاده از موقعیت استفاده کردم و با خیز نشستم روی شکمش، پاهاش رو زیر پام انداختم و قفل شون کردمه با مشت های گره شدم به سر و صورتش ضربه می زدم ولی
بالای سرم دیدم گفتم الانه که داغون بشم چشمام رو محکم روی همدیگه فرود اومدن مشت دستش تو صورتم شدمه گذاشتم و منتظر چند ثانیه گذشتت ولی چرا من تو صورتم احساس درد نمی کنم؟ آروم پلک های روی هم افتاده ام رو باز کردمه از مشت پندار خبری نبود، هر دو به شدت به نفس نفس افتاده بودیمه هر دو دستام بالای سرم توسط یکی از دستای پندار بهم قفل شده بودن، شده بودم موشی که تو دام گربه ای اسیر شدهه گریه ام گرفته
دانلود رایگان رمان منم طهورا اثر آسایا آریایی
دانلود رمان منم طهورا 3.02 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت