دانلود رمان توهم عاشقی به قلم اکرم حسین زاده با لینک مستقیم
رمان توهم عاشقی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: اکرم حسین زاده
تعداد صفحات: 537
خلاصه رمان: چشم دوخته بود به پنجرهی قدی روبه رویش، جایی آن سوی شیشه، جایی حتی فراتر از شبی که در آن بود. شبی که ستارگانش بیریا، بیخستگی، نور میپاشیدند. شبی که انگار شب نبود. حجم وسیع روبه رویش، با آن همه چراغ، روز بود! دستانش را آرام بالا برد و سر انگشتان ظریفش را چسباند به شیشه، دلش آن سوی حفاظ را میخواست، آن سوی پنجره و شاید آن سوی شهر و دیار و مرز!
قسمتی از متن رمان توهم عاشقی
سویل دوستانه و با لبخند نگاھش کرد. شلوار لی ساده و تونیک بلند با مایه ھای طوسی و سفید و شالی که ھمرنگ تونیکش به سر انداختھ بود و موھای لخت و خرمایی اش کھ بی منظور یک دسته از کنار شال بیرون افتاده بود. چند جوش کوچک مھمان ناخوانده پیشانی و و چانه اش بوده و نوجوانی اش را بھ نمایش می گذاشت. سفید و پرلطافت بود. لبانش تا حدی قلوه ای، بینی قلمی و باریک، و نقطھ قوت چھره اش چشمان پر ملاحت و نازش بود….
نه زیاد درشت، نھ زیاد ریز، کشیده، با مردمکی به رنگ قھوه ای تیره… ملوس و بامزه بود…دستش را کشید و گفت…بیا معرفیت می کنم بھ بچھ ھا….بھ طرف چند دختر رفت و معرفی کرد …گونش… آلینا… ماریا – و دست پشت کمر او نھاد …بچھ ھا ایشون ھم نگین – و با کمی تردید ادامھ داد گویا دختر آقای پایدار ھست – یعنی ھنوز برای خودش باور کردنی نبود. دخترھا دست دادند و گرم و صمیمی خواستند کھ پیششان باشد و از خود پذیرایی کند…
ولی در واقع حضور یک دختر چھارده سالھ برای کسانی کھ ھمگی حدود بیست سالھ بودند، زیاد دارای اھمیت نبود. بھ پنج دقیقھ نکشیده بود کھ صدای خنده و شوخی شان بلند شد. ھیچ کدام آھستھ حرف نمی زدند ولی وقتی سریع و باھم حرف می زدند. نگین کمتر متوجھ معنی حرفھایشان می شد. بھ ھر حال از تنھایی بھتر بود سویل یک مرتبھ ساکت شد و با چشم و ابرو اشاره ای بھ گونش کرد !نگاه اونجارو، آیدین –
دانلود رایگان رمان توهم عاشقی اثر اکرم حسین زاده
دانلود رمان توهم عاشقی 3.32 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت