دانلود رمان عشق صوری به قلم پرستو_ن با لینک مستقیم
رمان عشق صوری نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: پرستو_ن
تعداد صفحات: 179
خلاصه رمان: دختری به نام سوگل که با از دست دادن پدر وخواهرش توی یک تصادف مجبور به ازدواج با پسری به نام باراد میشه که علاوه بر تغییر زندگی باراد زندگی خودشم تغییر می کند و…
قسمتی از متن رمان عشق صوری
میرفتم دنبالم میومد،راست میرفتم دنبالم میومد. به محض رسیدن ماشین سریع پریدم که اونم اومد تو. راننده به باراد گفت : اقا کجا برم؟ باراد به سمت من اشاره کرد. بهتون می گم ولی من برای خودم اژانس گفتم نمی دونم ایشون چرا اومدن تو؟ سوگل خودتو لوس نکن ادرسو بگو. اِاِا؟ اینجوری . از ماشین پریدم بیرون وبه راننده گفتم ایشون ببرید هر جهنمی که می خوان! اونم اومد بیرون . میشینی یا به زور واصل شم؟
با دهن کجی ادا شو دراوردم. طلبکارانه نشستم وادرس خونه رو دادم. ماشین حرکت کرد.چهل وپنج دقیقه بعد رسیدیم دم خونه زودتر ازش پیاده شدمو رفتم در زدم. بیا بالا ابجی خوشگله ! با ذوق دویدم سمت خونه. وقتی رسیدم دم در منتظرم بود.پریدم سمتش .اونم منو نگاه کرد وقتی منو گذاشت رو زمین اینجوری کرد: اوه اوه ببین! چه تیپی زده.) یه قیافه باحال گرفتم حالا ور پریده شوورت کو؟ به پشت سرم نگاه کردم. تیرداد اون طرفو نگاه کرد. بعدم بدون حرفی رفتم تو خونه.رفتم تو اتاقمو
لباسامو عوض کردم و اومدم بیرون….تیا مامان میدونه؟ اره دیشب بهش گفتم گفت فردا میاد . باراد اروم رو مبل نشسته بود .تیرداد تو اشپزخونه بود. رفتم پیشش. داشت ظرف میوه رو آماده میکرد. یه سیب دستش بود با دیدن من گفت : برادر سوخته ! بعد تیکه ای رو گیر انداختیا !خفه شو . بیا اینو بگیر ببر تو حال. ظرف میوه رو گرفت طرفم. اوووو! حالا انگار کی اومده . با حرص ظرفو ازش گرفتم وبردم تو حال رو میز گذاشتمش. تمام این مدت سرمو پایین گرفتم و بهش….
دانلود رایگان رمان عشق صوری اثر پرستو_ن
دانلود رمان عشق صوری 1.56 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت