دانلود رمان هفت روز غمگین به قلم شقایق لامعی با لینک مستقیم
رمان هفت روز غمگین نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: شقایق لامعی
تعداد صفحات: 697
خلاصه رمان: هفت روزِ غمگین، روایت روزهای تلخی از زندگیِ رَستا هست که درست یک هفته مونده به اولین سالگرد ازدواجش، متوجه خیانتی بزرگ از جانب همسرش اشکان میشه؛ خیانتی عجیب و غیر قابل باور که زندگیِ عاشقانهی این دو نفر رو تا پای جدایی میکشونه…
قسمتی از متن رمان هفت روز غمگین
سوالِ من هم همین بود؛ بعد از گذشتنِ بیشتر از دو سال از آن جدایی، اشکان با چه هدفی دنبالِ شمارهی من میگشت؟! تماسمان با نگین را خاتمه دادم. خواب از سرم پریده بود. حالم خوش نبود و مغزم مدام هشدارهای عجیب وغریب میداد. نیاز داشتم به فکرکردن، اما عملکردِ مغزم پایین آمده بود و چیزی که سرم را پر کرده بود، مُشتی ترس بود و نگرانی! در حالِ بهم ریختنِ محتویاتِ بشقابم بودم که شنیدنِ صدای بابا، حواسم را جمع کرد:
خوبی رستا جان؟ به زور و ضرب، لبخندی روی لبهایم نشاندم و با حفظش گفتم: بله! سوالِ بابا، نگاهِ ذرهبینیِ مامان و راستین را نصیبم کرده بود.سرم را پایین انداختم و چنگالم را داخلِ چند پاستا فرو بردم و با نزدیک کردنش به لبهایم، نگاهِ راستین میخکوبم کرد. نگاهش از آن نگاه های تجزیه تحلیل کننده بود و مشخص بود که واکنشِ بابا، شاخک هایش را فعال کرده. برای راستین نمیشد لبخند بزنم؛ حقه های قدیمی ام رویش جواب
نمیداد، پس سعی کردم بیتوجه، آنچه را که سرِ چنگالم زده بودم به دهان ببرم و برای تغییرِ جوّ، از مامان بابتِ خوشمزه بودنِ غذا تشکر کنم! هرچه که از عصر و تماسِ نگین می گذشت، ذهنم بیشتر از قبل درگیر میشد. اشکان دنبالِ شماره تماس من بود و من، از همان عصر، تا همین حالا، به این فکر کرده بودم که قصدش چیست! با اتمامِ شام و جمعوجور کردنِ میز، خستگی را بهانه کرده و به اتاقم پناه بردم. همان دم هم چراغ را خاموش کردم تا کسی به سرش نزند به اتاقم بیاید.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.