دانلود رمان من به تو دل دادم به قلم ف_اسحاقی با لینک مستقیم
رمان من به تو دل دادم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: ف_اسحاقی
تعداد صفحات: 613
خلاصه رمان: روایتگر داستانی هست که دختری به خواسته پدر تن به ازدواجی می دهد که وقتی مدتی می گذرد به عشق تبدیل می شود البته این داستان به هیچ وجه تکراری نیست.قسمتی از متن رمان من به تو دل دادم
توی بالکن داشت نماز می خواند. صدایش زیبا بود و کلمات را خیلی قشنگ و اصولی ادا می کرد. سلام نمازش را داد و من طاقت نیاوردم و دستم و گفتم: قبول باشه آراز. آراز: قبول حق بانو جان. او ذکر می گفت. خیلی خوبی آراز . خیلی قشنگ خوندی. آراز: پونه . جانم! آراز: جانت بی بلا عزیزکم. میدونی حس می کنم اون عشقای بابا هنوز بهت آوریزونند.
واااای!!! سریع بلند شدم و داخل اتاق شدم و سعی کردم گره را باز کنم ولی نشد ناگهان روی دستان سرد و یخم دو دست قوی و گرم مردانه را حس کردم. آراز: بزار من بازش کنم دلبرکم. مرسی آراز من دیگه برم. مَردَم شوکه شد. گویی باور نمیکرد من این کار را بکنم. سریع گفتم: دوست دارم آرازم. آراز خندان گفت: پونه می دونستم این عشقای بابا جواب میدن، زودتر اقدام میکردم! مرا در کنارش فشرد و گفت: نمی خواد برای صبحونه بیدار بشی، من خودم یک چیزی درست می کنم.
نه نه نه. خودم پا میشم. بزار یک ذره آبرو برام بمونه. سریع به اتاقم رفتم و خوابیدم. بیدار که شدم ساعت 9 بود. واااای خدااااایا !!! سریع بلند شدم و دست و رویم را شستم و خواستم بیرون بروم که رویِ درِ اتاق، یادداشت آراز رو دیدم. سالم عزیز دل آراز. خوبی؟ دیشب خیلی خوب بود که تو کنارم بودی. دلم نیومد صدات کنم. برات جیگر پختم روی گازه. حتما همش رو بخور. دوستت دارم مامان بچه ها. خنده ام گرفت. سریع رفتم و صبحانه خوردم و برای ستاره هم آماده کردم و رفتم که بیدارش کنم.
دانلود رایگان رمان من به تو دل دادم اثر ف_اسحاقی
دانلود رمان من به تو دل دادم 3.09 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت