دانلود رمان تیاناز به قلم آفتابگردون با لینک مستقیم
رمان تیاناز نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اربابی، اجباری
نویسنده رمان: آفتابگردون
تعداد صفحات: 314
خلاصه رمان: رمان تیاناز یا عروس 9 ساله داستان دختری هست که نافش رو به اسم ارباب بریدن و در سن 9 سالگی مجبور میشه طبق رسم و رسومات روستا با ارباب ازدواج کنه و …
قسمتی از متن رمان تیاناز
درکت می کنم دخترم تو امشب و صبر کن قول میدم با پدرت صحبت کنم. درکم نمیکنی تیاناز مادرم درکم نمیکنه. همش حرف پول پسرا میزنه موقعیت پدرش. انگار اصلا من و احساسات هم مهم نیستیم. رفتم جلو و جسم ضعیف شود که به شدت تنها بود در دست گرفتن دختر که بیچاره درست مثل من هیچ حامی و یاوری نداشت. سرشو نوازش کردم و گفتم: هانیه جان فرار کردن تو نه تنها مشکلات را حل میکنه بلکه مشکلات اضافه میکنه.
میدونی اون بیرون چقدر برای یه دختر نوجوان خطرناکه؟! میدونی ممکنه پدرت بیاد دنبال توبا پیدا کردند چه بلایی سرت بیاره؟ سرشو نام میدان تکون دادو گفت: همه اینا رو میدونم اما چاره چیه؟! نگاهم رو به چشم های مشکی شبرنگش که یاد آور نگاه اون بود انداختم و گفتم: قول میدم باش حرف بزنم خوشگلم قول شرف میدم راضیش کنم. هانیه نگاه نا مطمئنی بهم انداخت و گفت: میدونم بابا از خر شیطون پیاده نمیشه ولی تو هم باش حرف بزن تیاناز. لبخندی زدم و سرش رو بوسیدم.
از اتاق هاتیه زدم بیرون و رفتم تو سالن و منتظر اومدن خان شدم تا باهاش حرف بزنم. کشی های هانیه و رفتارش من رو یاد نوجوانی خودم مینداخت. یاد اون روزی که بی اجازه از عمارت فرار کردم. فردای روز پاتختی بود و من حسابی بی حوصله بودم. ارباب گفته بود برای سرکشی به زمین های کشاورزی از عمارت میره. ممکن بود ارباب با شب بر نگرده برای همین فکری به سرم زد. استبل مشکی اسبم نزدیک همین جا بود. اگه بهش سر می زدم عالی میشد. تا شبم خبری از روهان نبود بهترین موقعیت الانه.
دانلود رایگان رمان تیاناز اثر آفتابگردون
دانلود رمان تیاناز 2.46 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت