دانلود رمان مانده ام جذبت شوم یا دفعت کنم به قلم asiyeh69 با لینک مستقیم
رمان مانده ام جذبت شوم یا دفعت کنم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، پلیسی، هیجانی، اجتماعی
نویسنده رمان: asiyeh69
تعداد صفحات: 415
خلاصه رمان: دختری که همانند اسمش غوغا کرد…..دل کند از صاحب آسمان و زمین…..پا کوبید و لج کرد……از همه چیز گذشت…. به خیالش اوم هم دل میکند از بنده اش….. فراموش کرد به خیال اینکه فراموش شده…. نمی دانست نزدیکتر از رگ گردن به اوست…..وابسته تر از نفس…..غرید…بارید…. تا آرام گیرد… باریدن چشمانش دل یخ زده ای را آرام کرد….عاشق کرد….و باز هم در اخر….خدا بیدار است… .
قسمتی از متن رمان مانده ام جذبت شوم یا دفعت کنم
خندیدم … دستمو کنار سرم بردم و کمی خم شدم … چاکریم … با مرام … سهراب یه فحشی نثارم کرد … تمنا اومد جلو نشست … به محض بستن در صدای ولوم آهنگ زیاد شد و ماشین از جا کنده شد.منو شهبد کنار هم ایستادیم… دیوونه … شهبد دستمو گرفت و منو سمت ماشین کشوند … پس بپر بالا که از اون دیوونه غافل نشیم .معلوم نیس کجارو بترکونه …
آروم سوار ماشین شدیم تا زینت از خواب نپره … سهراب انگار خیلی شارژ شده بود چون مثل باد میروند … شهبد دنده رو عوض کرد و گفت: این تمنا هم بلده چه طور سهرابو به حال بیاره! از پشت یه دونه محکم زدم رو شونش … آروم خندید … نه خداییش نگاه کن … نه به اون لاک پشتی اومدنش نه به الان … معلومه بد مزه داده که این جوری بی تایب…شهبد … از کی تا حالا اینقدر پررو شدی تو … خب تو هم یکی برای خودت
دست و پا کن … ماشالله چیزی که دوربرت ریخته دافه … از توی آیینه نگاهی بهم انداخت و گفت:. من اگه اهل داف بودم که زینت ور دلم ننشسته بود … خودمو کشیدم جلو و فضای بین دو صندلی رو پر کردم شهبد چند میدی این جمله رو به زینت انتقال ندم؟ شهبد نگاهی بهم کرد و گفت: جلب … خلاصه کل کلای منو شهبد تا باغچه ادامه داشت اما موفق نشدم ازش بج بگیرم … طرفای ساعت ۲٫۳۰ رسیدیم باغچه … اونقدر خسته بودم تنها چیزی که یادم میومد اینه که پریدم توی تخت و لالا …
دانلود رایگان رمان مانده ام جذبت شوم یا دفعت کنم اثر Asiyeh69
دانلود رمان مانده ام جذبت شوم یا دفعت کنم 3.78 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت