دانلود رمان نیمرخ به قلم عادله حسینی با لینک مستقیم
رمان نیمرخ نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: عادله حسینی
تعداد صفحات: 514
خلاصه رمان: شیوا دختری که مادرش رو تو یه تصادف از دست داده و حالا از پدر مریضش پرستاری میکنه. دختر داستان در یک آموزشگاه نقاشی تدریس میکنه و با ورود یک دختر بچهی کارآموز به آموزشگاه و درگیری با پدر اون دختر بچه، مسیر زندگی شیوا عوض میشه….
قسمتی از متن رمان نیمرخ
صاحب دستانی که مشغول پذیرایی ام شده، نگاهی بیاندازم تشکری می کنم و یک کف گیر برنج در بشقابم خالی می کنم. صدایش گرم در گوشم می پیچد: خورشت یا کباب؟ ممنون دستم به هر دو می رسه شما از خودتون پذیرایی کنید! خوبه ای می گوید و با غذایش مشغول می شود. شیوا جان، بابا غذا خوردن دیگه؟ سرم را بلند می کنم و در جواب سوال کیوان شمس می گویم…
همون موقع که بردمشون تو اتاق غذاشون رو دادم.بابا چون دارو می خوره یه کم ساعتای غذاییش با ما فرق می کنه. نگاه کامل مرد روبه رویم رنگ تحسین می گیرد: نمیشه به خاطر داشتن این دختر به پدرت حسادت نکرد. خاله. کتایون نمایشی اعتراض می کند و آقای شمس در جهت دلجویی، با محبت جوابش را می دهد. نگار وارد بحثشان شود و از شباهت آقای شمس با دایی می گوید. از اینکه دایی هم همیشه من و نگار را با هم مقایسه می کند.
احسان هم خودش را در بحث جا می دهد. چهره ی شیطانش این جمله را از ذهنم می گذراند ((خدا به خیر بگذراند)) البته نگار بابا که حق داره. بنده خدا خیلی از دختر شانس نیاورده. صدای خنده ها و اعتراض ها بلند می شود. تمام توجهم به این آشفته بازاری است که ظاهرا مسببش خودم بودم. شیوا! با سرعت سرم را به سمت سام می چرخانم. سرش را به سمتم خم کرده اما نگاهش به بشقابش است و با غذای خودش مشغول است. خیره ی نیم رخش می شوم و آهسته می گویم:
دانلود رایگان رمان نیمرخ اثر عادله حسینی
دانلود رمان نیمرخ 4.56 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت