دانلود رمان فرستاده به قلم مهسا حسینی با لینک مستقیم
دانلود رمان فرستاده نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: مهسا حسینی
تعداد صفحات: 622
خلاصه رمان: فرستاده روایت گر داستان زندگی دختریه که با رویاهاش زندگی میکنه . جسوره ، احساساتیه ، خیالبافه ، نکته بینه و کنجکاو ! که با همین کنجکاویش مسیر زندگیش و عوض میکنه.
قسمتی از متن رمان فرستاده
دستام و عصبی به هم میپیچیدم ، یک ربع گذشته بود که از دور ماشین مهراد و تونستم تشخیص بدم ، سریع به سمتش رفتم – ترافیک بود و ماشینش سانت سانت حرکت میکرد . برای همین تونستم خودم و خیلی زود بهش برسونم . با دیدنم اخمای تو همش غلیظ تر شد . در ماشین و بی تعارف باز کردم و نشستم رو صندلی جلو نشستن من همان و ترکیدن این انبار باروت هم همان – تو این موقع شب با این دختره و برادرش اینجا چی میخوای ؟
مگه همین دیشب بحث نکردیم ؟ چرا حرف من تو مغزت نمیره ؟ نگاهی به ماشینایی که با تعجب از کنارمون میگذشتن کردم ، شیشه ی ماشین پایین بود و البته صدای مهراد هم انقدر بلند بود که به راحتی به گوش راننده ها پرسه سعی کردم آروم باشم : مهراد آروم باش . همه دارن نگاهمون میکنن . تو برو از اینجا من همه چی و میگم -… دلم می خواست یه سر به خونه بزنم . به بیتا ، بابا ، مامان . . . حتی بهنام . . . نمیفهمیدم که قراره چه بلایی سرش بیاد .
نمیدونستم مهراد چرا دنبالشه . ولی نامردي نبود که بهش هیچی نمیگفتم ؟ من خواهرش بودم . باید میگفتم که دنبالشن ! نه ! تو خواهر اون بودي . چرا اون باهات مثل یه تیکه آَشغال برخورد کرد ؟! نمیدونم به خاطر سوزِ هوا بود یا به خاطر سوزش قلبم . . . اشک توي چشمام حلقه زد . احساس خفگی میکردم . خیلی سخته که خانواده داشته باشی ولی در واقع نداشته باشیشون . نفهمیدم چقدر گذشت سر راهم یه رستوران خوشگل دیدم . چه اشکالی داشت اگه امشب شام و بیرون میخوردم
دانلود رایگان رمان فرستاده اثر مهسا حسینی
دانلود رمان فرستاده 6.04 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت