دانلود رمان بهاری که باران نبارید به قلم راضیه خیرآبادی با لینک مستقیم
دانلود رمان بهاری که باران نبارید نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، خانوادگی
نویسنده رمان: راضیه خیرآبادی
تعداد صفحات: 986
خلاصه رمان: داستان ما روایتی از زنی است به نام شمیم، موفق و قوی، که ناخواسته دچار مادر بودن می شود و روی دیگری از وجود تقسیم شده اش را در زمستانی رو به یخ زدگی زندگی اش حس می کند …
قسمتی از متن رمان بهاری که باران نبارید
يه خاکسپاري که مامان تهش از حال رفت و مالک هم تنهامون گذاشت و به خونه نيومد. شميم به طور مداوم فشار و قند خون مامان رو می گرفت و سعی می کرد با آرام بخش کمی از آشوب تو وجودش کم کنه. دلم واسه خانوادمون تنگ شد. کاش بيشتر پيش بابا می موندم شايد اين طوري الان کمتر دلتنگش می شدم. هفت روز از مرگ بابا گذشته بود و بر خالف اعتراض هاي شميم بخاطر موندن توي تهران…
و از مدرسه افتادن جانيار، من باز قبول نمی کردم برگرديم. از مالک هم خبري نبود گوشی هم جواب نمی داد.مامان هم کم کم داشت با نبودن بابا کنار می اومد. توي اون يک هفته انقدر رابطه ي منو شميم خراب شده بود که حتی دلم نمی خواست ببينمش، شايد اگه من نمی اومدم بابا دعواي پسر هاش رو نمی ديد و سکته نمی کرد. بايد با مالک حرف می زدم. ديگه می خواستم شروع کنم به دنبالش گشتن که يه شب خودش اومد.
سر ميز شام بوديم که وارد خونه شد و مامان با گريه و قربون صدقه رفت سمتش و آوردتش روي صندلی کنار جانيار نشوند و به جانيار گفت: نوه ي خوشگلم بابات رو بوس کن جانيار با ترديد به شميم نگاه کرد و از مالک پرسيد: چرا اين چند روز پيش من نموندي؟ مگه نگفتی دلت برام تنگ شده بوده؟ مالک بی حرف نگاهش می کرد اما بالاخره با يه لبخند لب هاش به حرف باز شد چرا پسرم من خيلی دلم برات تنگ شده بود. اما نياز داشتم يکم تنها باشم و فکر کنم.
دانلود رایگان رمان بهاری که باران نبارید اثر راضیه خیرآبادی
دانلود رمان بهاری که باران نبارید 4.69 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت