ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان آریانا به قلم فهیمه رحیمی با لینک مستقیم

رمان آریانا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان:  عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان:  فهیمه رحیمی
تعداد صفحات:  1142

دانلود رمان  آریانا

خلاصه رمان: شب بود و همه اهل خانه پس از خوردن شام هر یک به کار خود مشغول بودند . پدر پای تلویزیون نشسته بود و داشت به صحبت های گوینده که از بازگشایی مدارس و آغاز سال تحصیلی گفتگو می کرد گوش می داد و خواهر و برادر کوچکترم داشتند با ذوق کیف و لوازم درون آن را بین خود تقسیم می کردند و صدای مشاجره اشان که بر سر انتخاب خط کش بود به گوش می رسید . خواهر بزرگم بچه خود را با شیشه شیر می داد و مادر در کمد چوبی را باز کرده بود و از میان تلی از لباس آنها را که مربوط به من بود کنار می گذاشت و زیر لب حرف هایی میزد که می دانستم ..

قسمتی از متن رمان آریانا

نشان بدهم. آنها سر سفره صبحانه بودند که من رسیدم و مهدی هنوز از خانه خارج نشده بود. آنها هم بهت زده مرا نگاه می کردند و آمدن آن وقت صبح را پیش خود حلاجی می کردند. وقتی نامه را از جیب بارانی ام در آوردم و به طرف آقام گرفتم اول ابرو در هم گره کرد و با تردید تای آن را باز کرد و پس از خواندن لبخند برلب آورد و با گفتن بالاخره کار خودت را کردی، مهدی و مادر را متوجه قضيه کرد و آنها هم مثل من خوشحال شدند، مهدی نامه را از آقام گرفت و جمله کوتاه نیکویی را با صدای بلند قرائت کرد.

مادر دست به آسمان بلند کرد و با گفتن الهی شکرت از من پرسید خب تعریف کن ببینم این نامه چطور به دست تو رسید. من هم ماجرا را از رفتن به در خانه نیکویی و حرف هایی که با او زدم را تعریف کردم و در آخر اضافه نمودم او می بایست می فهمید که مردی نالایق و بی سر و پا برای دخترش نیستم و خوشبختانه زود هم متوجه شد و صبح سحر پیغام فرستاد که بیا! امشب تمام حرف هایم را به او خواهم گفت تا مرا بهتر بشناسد. آقام پرسید خوب برنامه ات چیست و می خواهی چکار کنی؟ گفتم هر چه شما بگویید من همان کار را می کنم

نگاه معنی داری به برادرم انداخت و گفت حالا دیگر من هر چه بگویم همان را می کنی! نه پسر جان خودت شروع کردی خودت هم ادامه اش بده و کار را تمام کن، ما همراه تو می آئیم اما این خودت هستی که باید کار را پیش ببری. از حرف های آقام فهمیدم که نمی بایست دل به امید عنایتی از جانب او داشته باشم، برادرم هم که پیشتر گفته بود یاری ام نخواهد کرد. تنها مانده بودم و می بایست این گلیم را خودم از آب بیرون می کشیدم. وقتی از آنجا خارج شدم به سراغ یکی از شاگردانم رفتم و باشرمساری مقداری پول از او گرفتم بابت شهریه ماه آینده اش و او هم دریغ نکرد و داد.

رمان آریانا
نویسنده : فهیمه رحیمی
ژانر : عاشقانه، اجتماعی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1142

دانلود رایگان رمان آریانا اثر فهیمه رحیمی

دانلود رمان آریانا 4.35 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in