دانلود رمان گلبرگ شقایق به قلم سمیرا موسعلی با لینک مستقیم
رمان گلبرگ شقایق نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، روانشناسی
نویسنده رمان: سمیرا موسعلی
تعداد صفحات: 414
خلاصه رمان: یک دختر ساده و معمولی به نام (شقایق) که به عنوان منشی استخدام یک شرکت می شود؛ بعد از مدتی رئیس شرکت(ارسلان) و شقایق عاشق هم می شوند. شقایق میفهمد که ارسلان متاهل است. رابطه شان را تمام می کند، چند سال میگذرد شقایق ازدواج می کند، یک شب مهمانِ آشنای همسرش می شوند و صاحب مهمانی کسی نیست جز ارسلان. حالا یک بچه هم دارد…
قسمتی از متن رمان گلبرگ شقایق
خیره به آب بودم و نگاهش نمیکردم.با همون پیراهن رفتم توی آب.آب سرد بود.انگار که بخوام خودمو شکنجه بدم، موندم توی آب.قلبم وایساد اشکم خشک شدو شروع کردم به لرزیدن.کم کم داشت نفسم می برید.خودمو بیرون انداختم زیر دوش نشستم و لباسامو از تنم درآوردم. با حوله تن پوشم رفتم زیر لحاف و خوابم برد.حتی برام مهم نبود که چقدر دیر شده و چرا حمبد نیومده.اصلا به گوشیم زنگ زده یا نه…
پوچی تو ذهنم بود که شدیدا بهش نیاز داشتم بدون فکر دیگه ای خوابم برد. صبح بدون صبحونه زدم بیرون.وقتی بیدار شدم کنارم بود.بدون بیدار کردنش و سریع رفتم. نه حال داشتم و نه حس.ساکت ترین روزم بود.حتی یکبارم زنگ زد جوابشو ندادم و پیام فرستاد که گفتم سرم شلوغه.عصر کسی بهم زنگ زد.وقتی جواب دادم فهمیدم ارسلانه وقتی حالمو پرسید گفتم خوبم و بد نیستم.
بهم گفت چیزی به رو نیارم. بهم گفت عادی باشم.نمیدونم چی تو سرش بود.ولی مطمئنم یه برنامه ای داشت.شاید میخواست حال حمیدو بگیره. ولی من بی حال تر از اونی بودم که بخوام واکنشی نشون بدم.فقط یه خیانت کم داشتم. خودم حال خودمو بهتر می دونستم.من خودمو باخته بودم.نا امید تر شده بودم.دلم میخواست تنها باشم.حتی عزیز ترین کسم هم نمی خواستم ببینم. وقتی برگشتم ،خونه تاریک بود.دستمو دراز کروم برقارو روشن کردم. کمتر از همیشه. رفتم تو سالن و با همون لباسا خودمو انداختم رو کاناپه.انگشتام تو هم گره خورده بود و روی معدم بود.به سقف
دانلود رایگان رمان گلبرگ شقایق اثر سمیرا موسعلی
دانلود رمان گلبرگ شقایق 1.7 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت