دانلود رمان چوب خط اوهام به قلم نرگس عبدی با لینک مستقیم
دانلود رمان چوب خط اوهام نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: نرگس عبدی
تعداد صفحات: 3020
خلاصه رمان: تو یه خونوادۀ سنتی باشی، تو نامزدی حامله شی، بعد تازه طرف هم بذاره و بره. خیلی حرفهآ. کی میخواد جواب داداشی که رگ غیرتش باد کرده رو بده؟ بد باهام بازی کرد. میتونست ادامه نده، اما تا حامله کردن من پیش رفت و این شروع ماجرای ماست.
قسمتی از متن رمان چوب خط اوهام
ببین این جوری تکون بده. ده بار که واسه خواهرت عروسی نمی گیریم. هرچند دل و دماغش را نداشتم، گفته اش را انجام دادم. کارن و سورن بالا و پایین می پریدند و يلدا بساط غیبت از سر گرفته بود. از کم و کسری های ذره بین یابی که خانواده ياسر برای مراسم گذاشته بودند می گفت و هیچوقت، هیچ چیز مطابق میل او نمی گشت. با کشیده شدن شال از سرم، نگاهم را به راست سوق دادم. تا آمدم شال را بچسبم، سردار با لبخندی که آن شب برایم بسی عجیب بود…
آن را توی ماشین انداخت و با روانه نمودن چشمکی از ما پیشی گرفت! این اتفاق به قدری سریع رخ داد که فقط توانستم بگویم، شالم و باد برد. داداش سرش را به پشت چرخاند. شیشه را بالا کشید و همان طور که یک دستش به فرمان بود، کتش را به سختی درآورد. بنداز رو موهات. نفیس از قبل اولتیماتوم داده بود که مبادا گریه کنم و اشک زهرا را درآورم. و من برای این که مانع ریزش آرایشش شوم، گوشه ای ایستاده بودم و آرام اشک می ریختم، بگیرش.
تشر تند سردار، هر سه مان را به حیرت وامی دارد. مقابل پای جانا زانو می زند و کودک گریانم را به کنارش می کشد. دخترم چنگ می اندازد به پیراهن او و سر بر شانه اش می چسباند. لب بر پیشانی جانا می گذارد و عمیق می بوسد. چنان مسخ آنها می شوم که اشک توی چشمانم حلقه می زند. چرا باید این بی کسی قسمت دختر من باشد؟ تا کی باید داداش و سردار به او محبت کنند و دل من ریش گردد؟ تا کی باید برایش نقش پدری را ایفا کنند که نیست؟ هنوز هم که هنوز است رفتنش را باور ندارم.
دانلود رایگان رمان چوب خط اوهام اثر نرگس عبدی
دانلود رمان چوب خط اوهام 9.35 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت