دانلود رمان واهی به قلم زهرا ثقفی با لینک مستقیم
رمان واهی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: زهرا ثقفی
تعداد صفحات: ۹۹۴
خلاصه رمان: سوفیا زن جوان و مستقلیه که با پسرش زندگی میکنه. هشت سال پیش زمانیکه قرار بوده سوفیا و همسرش از ایران برن، چند ساعت مونده به پرواز خیلی ناگهانی همسر سوفیا ناپدید میشه بدون اینکه بدونه زنش بارداره. حالا بعد از گذشت هشت سال، پیمان، همسر سابق سوفیا برمیگرده و خیلی اتفاقی دوباره سر راه سوفیا قرار میگیره. یه مردی که دیگه شوهر سوفیا نیست، اما پدر پسرشه، پسری که هیچ وقت پدرش رو ندیده اما حالا قراره ورق برگرده.
قسمتی از متن رمان واهی
پارسال پای دیگ نذری حاج عمو، آب جوش ریخت روی پام، پام سوخت. عمه خانم گفت حاجتم روا میشه چون پام سوخته! با خنده ای کمجان روی باند چسب میزنم. الانم اگه بیدار بود، حتما به شما همین رو می گفت. تو حاجت روا شدی؟ چسب را روی میز برمی گردانم و باگنگ ترین حالتم، سرد و کوتاه جواب میدهم: نمیدونم. من حتی نمیدانم چه حاجتی داشته ام. او آهسته باندش را لمس می کند.
سوختگیت خوب شد؟ ناخودآگاه دستم را روی ران پایم می کشم. هنوز هم رد کمرنگی از آن به جا مانده است. يکم جاش موند. دستش را نشانم میدهد و مطمئن می گوید: جای زخم منم میمونه. اگه بخیه می زدید جاش نمی موند. خیلی باید حواستون باشه که عفونت نکنه. می ایستد و صندلی را پشت میز می گذارد. به زخم هایی رو حتی اگه بخیه بزنی، باز جاش می مونه. به پشتی صندلی ام تكیه میدهم.
با تمام وجود، همراه با نفسی که بیرون می دود، حرفش را تایید می کنم. آره. به دیوار کنار در آشپزخانه تکیه می دهد و می پرسد: تو فکر بودن امشبت به خاطر بحثت با سپهره؟ خنده ام می گیرد. رک بودنش و بی مقدمه حرف زدنش چیز جدیدی نیست اما غافلگیرم می کند. الان درگیر چی باشم؟ اینکه حواستون به درگیری فکری من بوده یا اینکه کی از بحث من وسپهر بهتون گفته تکیه اش به دیوار و بر خوردش با کلید برق، باعث خاموش شدن چراغ آشپزخانه می شود. با خاموش شدن چراغ، اول
دانلود رایگان رمان واهی اثر زهرا ثقفی
دانلود رمان واهی 4.2 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت