دانلود رمان لیلیان به قلم مریم عباسقلی با لینک مستقیم
رمان لیلیان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم عباسقلی
تعداد صفحات: 1607
خلاصه رمان: از یک تصادف شروع شد با دومرگ با یک تولد
با تفاوت ها دو نفر از دو دنیای کاملا متفاوت لیلیان مربی ک با مرگ ناگهانی نامزدش مجبور ب ازدواج با سید علیرضا مردی مذهبی و جدی میشود سید علیرضایی ک اوهم زنش را از دست داده و یک فرزند متولد شده روی دست دارد…
قسمتی از متن رمان لیلیان
مامان سعی میکند عادی برخورد کند ، طوری که انگار مثلاً از چیزی خبر ندارد ! با خوشرویی با او سلام و احوالپرسی میکند اما من از همین فاصله هم میتوانم صورت کبود و رگ های برجسته شده ی سر و گردن سیدعلیرضا را ببینم . داخل که میشود ، مهدی را روی مبل میخوابانم . بدون گفتن کلمه ای پا کج میکنم تا سمت اتاق بروم اما دستش زیر بازویم مینشیند و با خشمی که سعی دارد مقابل مامان کنترلش کند ، میغرد : راه بیفت بریم خونه دستم را از دستش بیرون میکشم . پوزخند میزنم و میبینم که به عصبانیتش دامن میزنم و میگویم خونه ؟
کدوم خونه ؟ زیر یه سقف باشیم و اعتماد بینمون نباشه ، اون زندگی به تف لعنت نمیارزه جناب آقای موسویان ! دندان هایش را روی هم میساید . دست میان موهایش میبرد . مامان را میبینم که از پشت سر او برایم چشم و ابرو میرود و حتما میخواهد دهانم را ببندم . دوباره تکرار میکند : راه بیفت بریم ، من رو دیوونه تر از اینی که هستم نکن . هق هق میکنم . نمیام ، نمیخوام بیام . دست از سرم بردار . دست از سر زندگی ام بردار . شد ؟ مگه من دروغگو نبودم ؟ مگه من مخفی کاری چی نکرده بودم ؟
با یه همچین آدمی میخوای زندگی کنی ؟ تن صدایش کمی بالاتر می رود . بس کن لیلیان ، گند رو هم نمیزنن ، جمعش میکنن که همه جا رو بو برنداره . تمومش کن دیگه . تمامش نمیکنم و با جیغ میگویم : هر چی از دهنت در اومد بهم گفتی ، تهش هم رفتی دکتر پرسیدی تا مطمئن بشی ؟ داد میزند: لااله الا الله ، ببین تو رو خدا ! یه طوری داری من رو مقصر جلوه میدی که انگار خودت در نهایت سکوت و آرامش فقط به من نگاه کردی ! تو هم کم بارم نکردی . حرف و دعوا توی همه ی زندگی ها هست ، این که چمدون ببندی
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.