ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان شکنجه گر به قلم down_13 با لینک مستقیم

رمان شکنجه گر نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: down_13
تعداد صفحات: 137

دانلود رمان شکنجه گر

خلاصه رمان: قهرمان داستان دختری به اسم پگاه هست که مادر و پدرش همیشه با هم در حال دعوا هستن مادرش هیچ علاقه ای به پگاه نداره و همه این ها باعث تنهایی پگاه میشه تا اینکه توی یه مهمونی با مهران آشنا میشه و شدیدا بهم علاقه مند میشن وقتی شب خونه میاد میبینه کسی نیست و از پشت مورد حمله قرار می گیره و به شدت کتک می خوره که باعث بیهوش شدنش می شه وقتی بخودش میاد بدنش پر کبودیه و از بینیش به شدت خون میاد.صبح که بیدار میشه هیچ اثری از اون کبودیا و زخم ها به جا نمونده در صورتی که اون مطمئنه که این اتفاقات رو تو خواب ندیده ،میدونه به هر کی بگه فکر می کنه دیوونه شده پس تصمیم می گیره…

قسمتی از متن رمان شکنجه گر

دستاشو توی جیباش کرد و به آسمون نگاه کرد . صورتش استخونی بود ، بینی خوش تراشی داشت ، همه ی اجزای صورتش به هم میومد.اما یک نوع خشکی و سردی رو میشد توی چشماش دید.هیچوقت احساسات واقعیشو بروز نمیداد . بعد از مدتی که همکلاسیم بود بالاخره فهمیده بودم که از جواب دادن و كل كل من متنقره.اما من دوست داشتم که اذیتش کنم بهم آرامش میداد نگاهشو از آسمون گرفت و به من خیره شد هول شدم…

به سمت دیگه ای نگاه کردم که گفت : تو از اون پسره ی چشم قورباغه ای خوشت میاد هی راه به راه بهش جزوه میدی ؟ مگه خودش دست نداره ؟ از حرفش تعجب کردم این دیگه کی بود ؟ ! منظورش چی بود ؟ ! فکر کردم میخواد راجع به خودش حرف بزنه . با نگاهی پرسش گر نگاهش کردم.انگار که از نگاهم خوشش نیومد . کلافه شد.دستشو برد لای موهاش و با بی قراری گفت : جواب پسر چشم قورباغه ای ؟ منظورش یاسر بود.همه به همین اسم می شناختنش ، خونواده ی پولداری داشت اما قیافش چنگی به دل نمیزد میدونستم که از من خوشش میاد

و به بهانه ی جزوه همیشه باهام حرف میزد . اما من همیشه با جملات کوتاه و سرد ردش میکردم این اواخر از نگاه های خبره و گاه و بی گاهش خسته میشدم.هر طرف دانشگاه که میرفتم میدیدمش . انگار که تعقییم میکرد . پویا لال شدی ؟! با عصبانیت نگاهش کردم و گفتم : درست حرف بزن ، لال شدی یعنی چی ؟ به روت خندیدم پر رو شدی ، خواستم برم که بند کیفمو گرفت و منو به طرف خودش کشید‌‌. با عصبانیت بند کیفمو از دستش کشیدم و گفتم زشته ، نمیفهمی ؟

رمان شکنجه گر
نویسنده : Down_13
ژانر : عاشقانه، معمایی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 137

دانلود رایگان رمان شکنجه گر اثر Down_13

دانلود رمان شکنجه گر 0.84 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in