ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

پارت سوم رمان به گذشته برگردیم

با اینکه دل مازیار از دیدن سونیا بدجور لرزیده بود، اما خیلی زود خودش رو جمع و جور کرد و تو جلد جدیش فرو رفت.
پشت میزش نشست و پرسید: اسم؟!
تموم وجود مازیار گوش شده بود تا بفهمه اسم شنل قرمزیش چیه و در مقابل سونیا با وجود تموم قلدربازی‌هاش می‌ترسید اگه اسمش رو بگه، خبر به گوش عمو و زن‌عموش برسه!
مازیار سرفه‌ی مصلحتی کرد و دوباره سؤالش رو تکرار کرد. سونیا پرسید: برای چی باید بگم؟! اصلاً چرا من رو دستگیر کردین؟!
ابروهای مازیار با شنیدن این حرف بالا پرید و ناخودآگاه ترس به سراغش اومد که مبادا شنل قرمزیش با باند معروف مواد مخدر که چندین ماه دنبالشون بود، سر و سِری داشته باشه! مشغول جویدن گوشه‌ی لبش شد و سونیا کلافه و با صدای نسبتاً بلندی گفت: میگم برای چی من رو اینجا آوردین؟ من که کاری نکردم!
مازیار سکوت کرده بود و با چشم‌های ریزشده به سونیا خیره بود.

romanstore
خیره بود، اما نمی‌دید که سونیا چطور داره از ترس می‌لرزه و کم مونده پس بیفته. در حقیقت هر چقدر هم که شیطنت کرده بود تا الآن پاش به کلانتری باز نشده بود.
سونیا که از نگاه‌های مازیار خسته شده بود، بیخیال ادب و کمالات شد. چند قدم به سمت میز برداشت و با صدای کنترل‌شدهای غرید: مرتیکه‌ی دخترندیده به جای اینکه با چشم‌هات قورتم بدی، جواب بده!
مازیار هیچ عکس‌العملی از خودش نشون نداد و همچنان به جایی که چند ثانیه پیش سونیا ایستاده بود، خیره بود.
سونیا این بار با بی‌طاقتی دست‌هاش رو روی میز مازیار کوبید.
– هوی اخوی! به خودت بیا! با تو هستما!
اونقدر بلند داد زد که هم مازیار از جا پرید و هم سربازی در رو باز کرد.
سرباز با دیدن وضعیت داخل اتاق چشم‌هاش گرد شد. به هرحال کم چیزی ندیده بود! دختری با وضعیت نامناسب، البته از نظر اون، روی میز مازیار خم شده بود و اون با حالتی که انگار تو هپروت سیر می‌کرد، درحال تماشاش بود!
سرباز نگاهش رو از اون‌ها گرفت و سربه‌زیر شد. پرسید: مشکلی پیش اومده سروان آرامش؟!

رمان به گذشته برگردیم
نویسنده : نازیلا.ع
ژانر : #پلیسی #عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : نامشخص
متاسفانه لینک دانلود رمان به گذشته برگردیم قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in