دانلود رمان نامه ای به یک مرده به قلم مریم میرمنتظری با لینک مستقیم
رمان نامه ای به یک مرده نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: مریم میرمنتظری
تعداد صفحات: 930
خلاصه رمان: بارها و بارها خوانده ایم که زندگی انسانها و جانوران، مثل یک زنجیر، بهم وصل است! زندگی جانوران به واسطهی شکار و خوراک و مِثلزایی؛ و انسانها به واسطهی عشق و عقل و همهی نَدیدنی ها… هیچکس نمیتواند بداند صبح که پای پیاده از خانه خارج میشود، تا شب که به خانه بازمیگردد، از کنار چندنفر گذشته؟ چند لبخند دیده؟ چندبار اخم کرده؟ و همهی اینها، همهی زندگیها، بهم مربوطند … حتی به واسطهی یک لبخند!
قسمتی از متن رمان نامه ای به یک مرده
نفس زنان خودش رو به پاتختی رسوند . قرص رو با ته مونده ی آبی که تو لیوان بود ، خورد و روی تخت ولو شد . انقدر احساس بیحالی میکرد که حتی نتونست پاش رو به عادت همیشگیش ، موقع خواب ، خم کنه … فقط خوابید … خواب که نه ؛ خودش رو به خواب زدا با صدای در ، نیمخیز شد . گوش تیز کرد ؛ صدای آویزون کردن کلید اومد ، بعد جاکفشی و بعد دوباره صدای در … نفس عمیقی کشید و بیخیال خواب بی نتیجهش ، بلند شد و به پذیرایی رفت .
مرده نزدیک غروب بود ، هوا تقریباً تاریک و برق ها همچنان خاموش بود . سعی کرد به سروصدایی که از اتاق می اومد بی توجه باشه و نشست روی مبل . تلویزیون رو روشن کرد و مشغول جابجایی شبکه ها شد … چندساعتی رو در حال دیدن اخبار و مستند و چرت زدن گذرونده بود که با صدای شکستنی ، چرتش پاره شد ! ریموت تلویزیون رو پرت کرد کنارش ، دستی به چشم هاش کشید و بلند شد ..
فکر کرد که اگه درست شنیده باشه ، صدا از آشپزخونه بوده … نگاهش به بشقاب شکسته ی وسط آشپزخونه بود که صدا زده شد : ببخشید ، بیدارتون کردم ! نگاهش کرد ؛ همیشه همین قدر آروم بود ، آروم و مظلوم … دستش رو گرفت و بلندش کرد . مجبورش کرد گوشه ی آشپزخونه بایسته و خودش دست به جارو شد…
دانلود رایگان رمان نامه ای به یک مرده اثر مریم میرمظفری
دانلود رمان نامه ای به یک مرده 3.05 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت