دانلود رمان خانم مددوکس جلد سوم به قلم جیمی مک گوایر با لینک مستقیم
رمان خانم مددوکس جلد سوم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال، خارجی، همخونه ای
نویسنده رمان: جیمی مک گوایر
تعداد صفحات: 33
خلاصه رمان: این داستان برشی کوتاه از زندگی قهرمانان رمان فاجعه زیبا و شرح اولین ولنتاین تراویس و اَبی به عنوان یک زن و شوهر است. این کتاب یک بخش از فاجعه متحرک (جلد دوم فاجعه زیبا) و یا حتی یک صحنهی حذف شده از فاجعه زیبا نیست؛ این یک چیز کاملا جدید است. این داستان کوتاه بعد از جلد دوم رمان، یعنی فاجعه متحرک (Walking Disaster) نوشته شده؛ اما با توجه به کوتاه بودن آن، نویسنده به عنوان شماره 1.5 رمانهای سری زیبا (Beautiful) منتشر کرده است.
قسمتی از متن رمان خانم مددوکس جلد سوم
تقریبا میتونستم صدای آدام رو که توی بلندگوی دستی فریاد می زد بشنوم و انرژیای روکه به محض ورود تراویس به اتاق منفجر میشد احساس کنم . خونی روکه روی ژاکت پشمیم پاشیده شد به یاد آورم و چشم هام که از روی ژاکت کشمیر رد شد و به یه جفت چکمه ی سیاه افتاد . تراویس من رو به وسط اتاق کشید. خاطره اش که داره خون رو از صورتم پاک میکنه و هر کسی رو که نزدیکم میاد هل میده توی ذهنم مرور میشه.
تراویس گفت: کبوتر ؟ تقریبا همونطوری که توی خاطراتم این کلمه رو گفت. اینجا همون جاییه که همه چیز شروع شد . ادامه داد: جایی که من برای اولین بار تو رو دیدم و توکل جهان کوفتى من رو زیر و رو کردی به جعبه ی کوچیک به طرفم گرفت : چیز زیادی نیست . گرچه براش پس انداز کرده بودم . بازش کردم و یه نیشخند مضحک و وسیع همه ی صورتم رو پر کرد . اون یه دستبند مهرهای زیبا بود . اون گفت : این قصه ی ماست ! یه ژاکت ، یه جفت تاس و یه مهره ی سبز با یه شبدر روش.
به تراویس نگاه کردم اون گفت: اون به معنی شرط بندی مونه و به تاس اشاره کرد… و این یکی اولین باری به یه مهره ی قرمز اشاره کرد . مهره ی بعدی به موتور سیکلت بود و بعدی به قلب . برای اولین باری که بهت گفتم عاشقتم ؟ آره و ظاهرا خوشحال شد که خودم به این یکی اشاره کردم . و این یکی ؟ گفتم و به یه دسته ورق اشاره کردم : شب پوکر خونه ی بابات ؟ تراویس دوباره خندید . بعدی یه بوقلمون بود و من خندیدم . بعدی به مهره ی سیاه زشت بود.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.