دانلود رمان اوپال سیاه به قلم فاطمه_س با لینک مستقیم
رمان اوپال سیاه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، تخیلی
نویسنده رمان: فاطمه_س
تعداد صفحات: 2949
خلاصه رمان: هونیا دختر انسانی که بعد ازدواجش به طور اتفاقی متوجه میشه همسرش ، آزاد ، گرگینه ی آلفاست ! از ترسش فرار میکنه اما آزاد میفهمه و برش میگردونه و در این بین با حامله شدنش ، اونم سه قلو ! ماهیت اصلی هونیا کم کم نمایان میشه اما برخلاف تصور بقیه ، هونیا گرگینه نیست برای اینکه جونش در امان بمونه باید توی همین دوران حاملگی توسط گرگ آزاد تبدیل بشه و این خیلی خطرناکه اما..
قسمتی از متن رمان اوپال سیاه
به جان خود را ادامه داد بانو : فقط دوتا پله بالاتری هولیا من بابا من الان حكم ديناميت و دارما ، اگه بیوفتم میترکم ، آزادم شما رو میترکونه آناهید و مهشید غش غش خندیدند بانو کلافه گفت : اگه بیوفتی من میگیرم دست به کمرم گرفتم و بال هامو جمع کردم ، به سختی رو پله نشستم شما اونجا لم دادین چطوری میخواین منو بگیرین ؟
تازه خسته شدم الان دو ساعته من سرپام بانو : تو قراره تو چندین کیلومتر تو ارتفاع زیاد پرواز کنی حالا از به متر میترسی؟ بله ولی نه با این وضعیتی که دارم ، میترسم بخورم زمین بچه ها چیزیشون بشه بهانه گرفتم : تو خونه که نمیشه اخه مهتاب : هونیا جان تو که ارتفاع نیم و متر و تونستی کمی خودت فاصله انو حین پرواز زیاد کن دیگه بانو…
پس میریم بیرون ، لباس گرم بپوش اه ول کن نیستا مهشید : من میرم براتون میارم ای مرسی عزیزم | ژاکت پشمی رو از رو لباسم پوشیدم و بیرون رفتیم . برو روی پشت بوم چشام گرد شد ، من میگم نره ، این میگه بدوش ! پوکر نگاش کردم ، بالاخره خنده ای کرد بانو : د : باشه اونجوری نگام نکن ، یه چرخی همینجا بزن ببینم بال هامو باز کردم و کمی از زمین فاصله گرفتم ، دستامو دور شکمم حلقه کرده بودم . چرخی دورشون زدم ، ازشون دور شدم و خواستم کمی ارتفاعمو زیاد کنم ، کم کم اونقدر بالا رفتم که دیگه داشتم
دانلود رایگان رمان اوپال سیاه اثر فاطمه_ س
دانلود رمان اوپال سیاه 7.24 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت