ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان سرآسیمگی به قلم م_راهپیما (کهربا) با لینک مستقیم

رمان سرآسیمگی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا 

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، همخونه ای 

نویسنده رمان: م_راهپیما

تعداد صفحات: ۳۳۱۹

دانلود رمان سرآسیمگی

خلاصه رمان: آشا دختریست که فریب می خورد. به امید داشتن پول و امکانات تبدیل به زنی بد می شود . دختری که در باتلاق فساد می افتد . اما او غم ها و گذشته ای دارد که او را به اینجا کشانده. پای مردی در میان است که قلب دختر قصه ی ما را جریحه دار کرده . مردی که او مثل جانش می پرستید و خیانتش را دید. سرآسیمگی قصه ی دخترانیست که به کشورهای خلیج می روند. تجربه ها و جراحت ها و سختی هایشان را به تصویر کشیده ام.

قسمتی از متن رمان سرآسیمگی 

سکوت کرد و من همانطور چشمم به دهانش بود : فعلا چیزی که مهمه اینه که فیزیوتراپی بشی و بتونی راه بری . اون زخمهات خوب بشن . در کل یه کم به جسمت رسیدگی بشه و بعد وقت خیلی زیاده برای اینکه بفهمی چی بودی ! چشم گرفتم از او . پشت چراغ قرمز ایستادیم . یک عالمه بچه هجوم آوردند به طرف شیشه ی اتومبیل . فرداد دستش را بالا و پایین کرد و گفت

ای بابا ! الان گند می زنن به شیشه پشت بندش شیشه را پایین داد و گفت : نکن بچه ! مگه ، با تو نییستم . گله ی بچه ها رفتند سراغ اتومبیلی دیگر . اعداد مانیتور چراغ راهنما به طور معکوس کم شدند . من گفتم سرم داره می ترکه او نگاهم کرد : یه کم دیگه می رسیم ! چند دقیقه ی بعد در سکوت من و با تلفن حرف زدن فرداد کمالی گذشت. بالاخره از خیابان سرسبزی گذشتیم و وارد کوچه ای شدیم. یک کوچه ی نسبتا پهن و کوتاه با چند خانه . روبرو دو درب بزرگ بود و در طرفین کوچه هم دو در دیگر بودند .

یکی سبز و قدیمی و دیگر قهوه ای با نرده های بلند . صدای جیغ گنجشک ها از میان شاخ و برگ درختان تنومند و قدیمی می آمد . کنار دیوار سه طرف کوچه پر از کاجهای کهنسال بود . فرداد کمالی اتومبیلش را جلوی یکی از درب های روبرو پارک کرد . دو در سفید و شبیه به هم بودند . بعد دکمه ای زد و پیاده شد . درب صندوق عقب اتومبیلش بالا رفت و او صندلی چرخدار را بیرون آورد و جلوی درب اتومبیل گذاشت و رو به من گفت : با اجازه ! و به من کمک کرد تا روی صندلی بنشینم. کیف دستی ام را هم روی پاهایم گذاشت و به طرف درب سمت چپ رفت

رمان سرآسیمگی
نویسنده : م_راهپیما
ژانر : عاشقانه، اجتماعی، همخونه ای
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 3319

دانلود رایگان رمان سرآسیمگی اثر م_راهپیما

دانلود رمان سرآسیمگی 9.75 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in