دانلود رمان غمزه به قلم sarna_azadrahi با لینک مستقیم
رمان غمزه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: sarna_azadrahi
تعداد صفحات: 1658
خلاصه رمان: امیرکاوه کاویان ۳۳ساله. مدیر عامل یه کار خونه ی قطعات ماشین فوق العاده بی اعصاب و کله خر! پدرش یکی از بزرگ ترین کارخانه دار های تهران! توی کارخونه با یک کارگر جرو بحث میکنه واتفاقی باعث مرگ اون فرد میشه! طرف دیگه ی قصه دختریه که ۲۵سال بیشتر نداره و میشه ولی دَم! حالا امیرکاوه باید رضایت رخنه نامدار رو بدست بیاره وگرنه طی شش ماه بالای چوبه ی دار میره!…
قسمتی از متن رمان غمزه
حتی توان اینو نداشتم تا جیغ بزنم و بگم خفه شو … از چیزی که من ده سال باهاش سروکله زدم و کابوس زندگیم بوده حرف نزن …. خوب گوش کن . بفهم من چه لطفی در حقت کردم . گرچه همین زود جوش آوردن و کنترل نداشتن من روی اعصابم باعث شد تو هنوز راست جلوی من بایستی و سیلی بزنی اروم و خشک گفتم : خفه … شو … من برای سرکشی خط تولید رفته بودم . دیدم اون مفنگی مثل همیشه از زیر کارش در رفته .
بدون سر و صدا نزدیکش شدم که متوجه صحبت تلفنیش با یکی شدم. اسم تورو آورد گفت شب توی خونه خفتت میکنه و در عوض ده میلیون ناقابل میدت به به بی پدری که نفهمیدم کی بود . انقدر ازش زهره چشم گرفته بودم که تا دستم و گذاشتم روی شونش و برگشت منو دید سکته کردا حس می کردم حباب زندگیم پیش غریبه ترین آدمی که شناخته بودمش ترکیده . رازی که ده سال تموم از مادرم مخفی کرده بودم رو حالا این مرد فهمیده بود .
اون جعفر کثافت از هرفرصتی برای هرزگیش استفاده می کرد و من نه تنها از مرگش ناراحت نشدم بلکه شبش با بیتا به جشن هم گرفتم . نرو توی هپروت . صدای پوزخندش واضح به گوشم رسید : من بودم که تورو از دست اون نجات دادم .
دانلود رایگان رمان غمزه اثر Sarna_azadrahi
دانلود رمان غمزه 4.5 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت