ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان خانه خانم بزرگ به قلم زهرا عبدی (دلربا) با لینک مستقیم

دانلود رمان خانه خانم بزرگ نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: ترسناک، معمایی، عاشقانه

نویسنده رمان: زهرا عبدی 

تعداد صفحات: 158

دانلود رمان خانه تانم بزرگ

خلاصه رمان: ویدا ، دختری شیطون و صد البته مرموز است در تمام خاندان فامیلی او را دختری شرور و گستاخ می شناسند ، در یکی از روزها ، پدر ویدا بدبیاری به بار می آورد که تنها راه چاره و تنها راه حل سفری به سرزمینی دور است ، که با همکاری فردی از خانواده همسرش مشکل او حل شود ، در این بین ویدا خود مشتاق رفتن به این سفر می شود ، که مادر و پدرش در کمال تعجب و حیرت زدگی دخترک ، مانع رفتن ویدا به این سفر می شوند و او را به دست خانم بزرگ می سپارند و

قسمتی از متن رمان خانه خانم بزرگ 

بگذار کمی ناز کنم و یا بر مغز او چیره شوم. من:به قول خودتون بهم چند می خوره؟! کیارش با حرفی که زد کلی خودم و جد اندر جدم را فحش و باران کردم. کیارش: ۱۴ سالت یا ۱۵سالته،یا اگرم یک خورده باز بهم خیره شد و ادامه داد:نهایتا ۱۶بهت می خوره. قهرم گرفت از او ،دلخور شدم از او روی برگرداندم که  خودش هم در بهت تک تک رفتارم ماند. کیارش: ویدا خانم ،ویدا. ویدا و کوفت و مرض یعنی من ۱۴سالم است خاک بر سر من که همیشه بچه مانند هستم.

همان طور که به سمت در آهنی باغ می رفتم و لب و لوچه ام بدجور آویزان بود ،کلا فکر شیطان و اجنه را هم از ذهنم خارج کرده بودم شجاعانه به سمت در می رفتم . از آن ور هم کیارش صدایم می کرد و دنبالم آرام و آرام می آمد. در این بین که من کم مانده بود به در برسم یک هو ،در آهنی باغ که توسط باد محکم بسته شده بود ،یک هو به همان طریق هم محکم باز شد و باعث شد که المپ کنارش کاملا خاموش و نیم سوز شود ،من هم که کم مانده بود به در برسم تا این اتفاق را مشاهده کردم و تاریکی…

که با نیم سوز شدن لامپ به همه پخش کرده بود ،جیغی زدم و برگشتم تا فرار کنم که دستی بازویم را گرفت و من هم چشم بسته تند تند پشت سرم جیغ می زدم …خیلی ترسیده بودم آخر کو باد؟! اینجا مگر باد داشت؟! مطمئنن کار اجنه ها است.. بغضم گرفته بود ،من روز اول اینطوری هستم حالا ببین تا دوتا ماه دیگر چه می شوم؟! مطمئنن نابود می شوم خفه شدم و جیغ هستیم ریز به ریز شد…چشمانم را باز کردم و برگشتم… در همین لحظه لامپ نیمه سوز شده دوباره کاملا روشن شد ولی هنوز در باز بود…

رمان خانه خانم بزرگ
نویسنده : زهرا عبدی
ژانر : عاشقانه، معمایی، ترسناک
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 158

دانلود رایگان رمان خانه خانم بزرگ اثر زهرا عبدی

دانلود رمان خانه خانم بزرگ 1.33 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in