دانلود رمان دنیز به قلم سانیا ملایی با لینک مستقیم
رمان دنیز نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، جنایی، غمگین
نویسنده رمان: سانیا ملایی
تعداد صفحات: 731
خلاصه رمان: دختری به اسم دنیز ، از سن ده سالگی کنار یک نامادری کلی بلا سرش می آید و حالا عشقی یک طرفه نسبت به پسر عمه اش دارد که خواهر ناتنیش هم عاشق اوست و همیشه دنیز را از نزدیکی به برنا دور میکند ، نامادری دنیز یعنی مهلا ، یک قاتل حرفه ای که آدما را به آسانی میکشد ، مدت ها میگذرد و طی اتفاقاتی برنا مهلا و دافنه رو لو می دهد، مهلا…
قسمتی از متن رمان دنیز
با هق هق از جام بلند شدم و با سرعت از اتاقش خارج شدم.
نگاهی به اطراف انداختم. کسی نبود .وارد اتاقم شدم و در رو قفل کردم. دیگه توان تحمل وزنم رو نداشتم. کنار در سر خوردم. من باید چیکار کنم؟ من… من عاشق… خدایا من عاشق برنا شدم. گریه ام شدت گرفت. من از روزی که بدنیا اومدم، از روزی که حتی عشق رو نمیشناختم، عاشق برنا شدم.
از روزی که نمیدونستم تفاوت آسمان با زمین چیه، از
روزی که درک نمیکردم گریه و خنده چیه، از روزی که بلد نبودم حتی به درستی حرف بزنم، عاشق و دلباخته برنا
شدم. حرف های دافنه داخل ذهنم پیچید: یک دختر بد ازت میسازم… قلبم به شدت درد میکرد. من کسی بودم که به غیر از برنا، با هیچ پسر دیگه ای حتی حرف هم نزده بودم و حالا دافنه… هقهقم بلند و بلند تر شده بود. من باید چیکار کنم؟
یعنی باید کاری کنم ، کسی که دلم رو بهش باختم ازم متنفر بشه ؟ دستم رو به شقیقه ام گرفتم و موهای شقیقه ام رو کشیدم. باید با درد های سطحی ، درد قلبم رو تسکین میدادم از جام بلند شدم و تیغی که همیشه باهاش بازی میکردم رو ، از داخل کشو خارج کردم . روی تختم دراز کشیدم و آستین لباسم رو بالا دادم . از سمت بازوم شروع کردم . با هر تیغی که به بدنم میزدم ، کمی از درد قلبم تسکین میشد . شاید احمقانه بود و یک جور خود آزاری ، اما آرومم میکرد . با صدای در ، به سختی چشم هام رو باز کردم . باز که خوابم برده بود . خواستم از جام بلند بشم و در رو باز کنم که نگاهم به دست خونی ام افتاد .
دانلود رایگان رمان دنیز اثر سانیا ملایی
دانلود رمان دنیز 3.67 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت