ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان کابوک به قلم پریسا غفاری با لینک مستقیم

رمان کابوک نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: پریسا غفاری
تعداد صفحات: ۱۰۰۹

دانلود رمان کابوک

خلاصه رمان: کابوک داستان پر فراز و نشیبی از افرا یزدانی است که توی مترو کار می‌کنه و تنها دغدغه‌ش بدست آوردن عشق همسر سابقشه، ولی در اوج زرنگی، بازی می‌خورد، عکس هایی که او را رسوا میکنه و خانواده ای که از او می‌گذرن و از آبرویشان نه …


قسمتی از متن رمان کابوک

در میان صدای انجمن انجمن گفتن های مرد مقابلم ، کم کم هوای اطرافم شبیه یک حمام عمومی بخار گرفته ، داغ می شود و پوست صورتم می سوزد و قبل از آنکه روی سردی کف اتاق سقوط کنم ، سرم روی آستین سبز رنگی ؛ درست نزدیک درجه های سرشانه .اش فرو می افتد ناله می کنم تا چشمهایم باز نشوند . ناله می کنم تا دوباره زنده نشوم . ناله می کنم تا بمیرم اما با شنیدن پی در پی اسمم ، و ضربه های نرمی که روی گونه هایم می خورند ، چشم هایم با اکراه باز  إمی شوند : ولم کنید ! افرا ! افرا ! مادر چشماتو باز کن نگاهم به چشمهای پر از اشک او که می افتد…

به سر فرو افتاده از شرمش ، به کمر خم شده اش و بیشتر از آن به چروک های عمیق روی پیشانی اش که می افتد ، دوباره منظره ی عکس هایی که بدن عريان من میان آغوش یک مرد آرام گرفته ولای پوشه ی قهوه ای رنگ آن افسر میان صورتم پرت شد، مقابلم چشم هایم می آید و تمام تنم بی حس می شوند. میان فلج خودخواسته ی تنم ، نجوا می کنم : « اون عکسهارو کی …» مادرم با درد لب هایش را روی هم فشار می دهد و با گوشه ی چادرش ، اشکش را پاک می کند:  احضار مون کردن برای پرس و جو … مریم …خواهر نمک به حرومت .. اونا رو به پلیس … »

چشم هایم را با نهایت فشار روی هم فشار می دهم . می توانم مریم را و همه ی آن افکار مسخره اش را تصور کنم . می توانم بفهمم که یک لحظه خودش را در برابر قانون ، مسئول ترین شهروند حس کرده و خواسته با افتخاری وجدانی ، هر آنچه می داند را در سبد اخلاص بگذارد و تقدیم افسر .پرونده کند . حالم از او و خواهرانه های نداشته اش بهم می خورد تو چیکار کردی دختر ؟ نگاهش به زن چادری و درجه داری ست که کنار اتاق بهداری .ایستاده است و به من و سرم متصل به رگ هایم زل زده است چشمان شرمنده ام را باز می کنم. باید خلاصه بگویم تا مادرم بیش از این از بین نرود. لب های خشکم را تر می کنم .

رمان کابوک
نویسنده : پریسا غفاری
ژانر : عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1009

دانلود رایگان رمان کابوک اثر پریسا غفاری

دانلود رمان کابوک 5.11 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in