دانلود رمان معشوقه رئیس به قلم فاطمه صالحی با لینک مستقیم
رمان معشوقه رئیس نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: مافیایی، عاشقانه، ازدواج اجباری
نویسنده رمان: فاطمه صالحی
تعداد صفحات: 1728
خلاصه رمان: برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت از جون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه. مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره….
قسمتی از متن رمان معشوقه رئیس
یکی از بستنی ها رو به برکه دادم …… بركه زبون بستنیش زد و لرزه خفیفی کرد که معلوم بود از سرماست …. خنده ای کردم و گفتم : تو که سردته مرض داری بستنی میخوری ؟؟ بركه متقابلا خنده ای کرد و گفت : سرد که هست ولی لذتش خیلی زیاده …. لبخند محوی رو لبم اومد و منم بستنیمو شروع به خوردن کردم …… اولین بار بود که توی پارک داشتم بستنی میخوردم … تاحالا این تجربه رو نداشتم … حس میکردم در شان من نیست …. ولی الان که تجربه اش کردم میفهمم لذت عجیبی داره …
بخصوص که همراه کنارم برکه ست … برکه با اینکه لباس گرم پوشیده بود و پالتوم من رو هم به تن داشت ولی از سرمای بستنی لرز میگرفت .. ولی براش مهم نبود و به بستنی خوردنش ادامه میداد …… با چند تا گاز بستنیم تموم شد ولی برکه آروم آروم گاز میزد که مطمئنم یه لذتی تموم وجودش رو می گرفت …..ولی براش مهم نبود و به بستنی خوردنش ادامه میداد …… با چند تا گاز بستنیم تموم شد ولی برکه آروم آروم گاز میزد که مطمئنم یه لذتی تموم وجودش رو می گرفت ….. نگاه خیرم بهش بود …
انگار نگام رو حس کرد که برگشت و تو چشمم زل زد … نمی خواست تو نگاه کردن کم بیاره …. منم عمرا چشم از چشماش بردارم …. همونجور که بستنی میخورد تو چشمم زل زده بود …. از این موقعیت راضی بودم …. یه لبخند کجی از رضایت رو لبم نقش بست که برکه نگاهش آمیخته با تعجب شد …. نگام از چشماش جدا شد و به چشماش خیره شدم که برکه بالا پایین پرید و گفت : من بردم …. دوباره به لباش که دورش بستنی ای شده بود نگاه کردم و گفتم : مگه بازی یا مسابقه ای بود که برنده بشی ؟؟؟
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.