دانلود رمان گرگ تنها به قلم پنلوپه اسکای با لینک مستقیم
رمان گرگ تنها نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، مافیایی، بزرگسال
نویسنده رمان: پنلوپه اسکای
تعداد صفحات: 1643
خلاصه رمان: تنش ها و دشمنی ها زیاد شده وحالا من دوتا دشمن دارم که منو مرده میخوان اما هیچگاه بیشتر از این احساس امنیت نکرده بودم گرگم از من دفاع میکنه اون به من تسلی خاطر میده و من فکر میکنم که عاشق منه این ازدواج قرار دادی مورد نفرت هر دوی ما بود اما الان من با یک دید دیگه به اون نگاه میکنم….
شوهر من قدرتمند و جذاب و باهوشه ، چشمهای به رنگ قهوه ایش منو تو خودش حل میکنه آیا اروین میتونه ماروریک قدرتمند و جذاب رو که هیچ چیزی غیر از تعهد به اون نداره جذب و اغوا کنه …
قسمتی از متن رمان گرگ تنها
حتی با خودم هم همون قبلی نبودم . هیچ کس دیگه ای نمیتونست باعث بشه من توی یه بازی برابر مقابل کامیکاز قرار بگیرم اما اون باعث شد کارهای غیر منتظره ای انجام بدم. حالا ما میلیونها مایل از هم دور شدیم . اون هنوز به خاطر کاری که کردم از دست من عصبانیه . بی وفایی من نشونه ای از خیانت بود، خنجر از پشت زدن . ما خیلی به هم نزدیک بودیم و وقتی داشتیم نزدیک تر میشدیم من اون رو اونقدر به عقب هل دادم که اون هیچ وقت نمیخواست برگرده .
عشق بدون قید وشرطی که داخل چشمهاش بود خیلی وقت بود که رفته بود ، مثل خورشیدی که توی افق محو میشه . هنوز یه نشانه هایی از وجودش اونجا بود ولی در انتها فقط به خاطره از اشعه های خورشید بود که توی ذهنم منعکس میشد . رفتارم بدون فکر و احمقانه بود اونقدر احمقانه که دیگه نمیخو استم با کس دیگه ای بخوابم . من خودمو مجبور به اون کار کردم که یه چیزی رو نشون بدم …… گرچه حتی یادم نمیاد اون هدف چی بود . وقتی با یه چیزی اونقدر صمیمانه مثل احساس اروین روبرو شدم ، ظرفیت پذیرش اونو نداشتم .
هروقت کسایی رو دوست داشتم ، اونها رو از دست دادم . هر چه بیشتر اهمیت بدی بیشتر از دست میدی . من رابطه ی اونجوریمون رو دوست داشتم و نمیخواستم از دستش بدم . اما به هر حال تغییر کرد حالا یه حلقه ی ازدواج روی دست چپم نشسته است و برای بقیه ی عمرم به یه زن متعهد شده بودم . خوب ، میتونه تا آخر بار من رو داشته باشه . به نظر میرسید ارزش نداشته باشی ولی خیلی واقعی شده بود. واقعا اروین زنم بود، نه فقط از روی کاغذ. حالا ارزو میکردم به گذشته برمیگشتم و به جای اینکه اون ها رو بلند میکردم توی صورت خودم کوبیده بودم .
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.