دانلود رمان ویکار به قلم شادی موسوی با لینک مستقیم
رمان ویکار نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا، موضوع عاشقانه
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: شادی موسوی
تعداد صفحات: 2000
خلاصه رمان: دختری به نام جلوه که تک نوه خاندان سرشناسی است، بوسیله قاچاقچی ها ربوده میشود تا پدر بزرگش تا وادار به همکاری کنند، جلو توسط یک نجیب زاده، ملقب به (بیک) که کسی نام واقعی او را نمیداند نجات می یابد، جلو یک گردنبند گرانبها و میراثی دارد که بیک با دیدن آن …
قسمتی از متن رمان ویکار
با انزجار پس می کشم. لیوانش رو روی میز کناری میذاره و دوباره برمی گرده. این بار با دست دیگه ش چونه م رو سفت نگه می داره تا تکون نخورم. با حرص بیشتری کارشو تکرار می کنه. تقلا می کنم و اون انگشت لعنتیشو بیشتر روی چونم می کشه. حالم داره بهم می خوره و از ترس رو به مرگم چرا دست از سرم بر نمی داره! قلبم به طرز دیوانه واری داره می کوبه و اون فشار انگشت لعنتیشو بیشتر می کنه تا با انگشتش چونمو بشکونه.
چونم از شدت فشار درد می گیره و یک آن دهنم رو باز می کنم و با تمام توانم انگشتشو گاز می گیرم. نعره ی بلندی می کشه و من همچنان دندونامو با حرص فشار می دم و خودمم گریه م می گیره!….با دست دیگه ش چنان ضربه ای توی صورتم می زنه که تا چند لحظه ی بعدش زنگ اون سیلی تو گوشم صدا می ده و پشت سرم با شدت به ستون کوبیده می شه و منگ می شم. می فهمم که داره با تمام توانش فحش می ده و انگشتشو داخل مشتش گرفته و دور خودش می چرخه.
از ضعف زانوهام شل شده اما طنابی که دور دستام پیچیده
نمی ذاره که زمین بخورم. فشار دور مچم اونقدر زیاده که دردش دوباره منو به خودم میاره که سر پا بایستم. با صدای داد و فریادش هر پنج نفرشون به سمتمون میان و وقتی می فهمن چی شده همه به غیر از داداش کثافتش به خنده می افتن و با تفریح نگاه می کنن! وحشیه! خوشم اومد ازش فرامرز!
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.