دانلود رمان کاکتوس به قلم یگانه سعیدی با لینک مستقیم
رمان کاکتوس نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: یگانه سعیدی
تعداد صفحات: 146
خلاصه رمان: همتا دختر جوان و آواره ایست که برای نجاتش از گرسنگی دست به دزدی میزند اما…
قسمتی از متن رمان کاکتوس
به بیمارستان که رسیدیم ، زودتر از ماشین پیاده شد و در و برای من باز کرد . دستم و محکم گرفتم و از ماشین پیاده شدم کارت ملی یا شناسنامت همراهته ؟ شاید برای تشکیل پرونده لازم باشه ؟ آره کارت ملی همراهمه . از تو کیفم در آوردم و بهش دادم . اسمت همتاست ؟ قشنگه از حرفش خوشم اومد، خنده ای به لبام نشست و تشکری کردم . مچ دست چپم در رفته بود و برای جا انداختنش از جونم سیر شدم سینا با یک دستش دهنم و گرفته بود و دست دیگه اش به دکتر کمک می کرد تا کمتر تکون بخورم نفسم از درد بند اومده بود و تا تونستم تو دلم به اشکان فحش دادم.
بعد از آتل کردن مچ دستم از بیمارستان مرخص شدم لاضعف کرده بودم و چشمام سیاهی میرفت . با پیشنهاد سینا به نزدیک ترین کافه به بیمارستان رفتیم تا حالم بهتر di تو واقعا کسی و نداری ؟ دست و پام و گم کرده بودم ، چی باید میگفتم ؟ پدر و مادر ندارم و با دو تا برادرام زندگی می کنم . چرا بهشون زنگ نزدی بیان بیمارستان آهی کشیدم و با حسرت گفتم : برادر بزرگم اگه بفهمه دستم شکسته ، خودشم اون یکی دست من و میشکونه که چرا حواس پرتم . جلو تر رفتم و آروم گفتم : آخه اون قلب نداره . از رفتارم خنده ش گرفت . خب اون یکی چی ؟ اون یکی هم که بود و نبود من براش مهم نیست .
دستم و گذاشتم زیر چونه ام و با لوندی گفتم : خلاصه اینکه شاه پری قلعه دور که میگن منم خیلی خوب حالا . کیکت و بخور تا غش نکردی همینجا شاه پری تکه کیکی تو دهنم گذاشتم تو چی کار می کنی ؟ مثل همه آدما دنبال پول در آوردن و زندگی کردن . باز خوبه که تو دو تا برادرت کنارت هستن . مگه تو خانواده نداری ؟ سرش و پایین انداخت و گفت : نه . تلفنش زنگ خورد ، کنجکاوانه نگاهی به صفحه گوشیش انداختم و با شیطنت گفتم : نازنین زنگ می زنه حالت چهره ش عوض شد و گوشی و وصل کرد . بله ؟
دانلود رایگان رمان کاکتوس اثر یگانه سعیدی
دانلود رمان کاکتوس از یگانه سعیدی 1.52 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت