دانلود رمان آبان ماه اول زمستان است به قلم رهایش با لینک مستقیم
رمان آبان ماه اول زمستان است نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه اجتماعی
نویسنده رمان: (محرابه سادات قدیری)رهایش
تعداد صفحات: 858
خلاصه رمان: آبان برای فرار از خاطرات تلخ گذشته سرش رو به کار گرم می کنه، فارغ از اینکه با شروع ماجراهای جدیدی توی زندگیش تموم سعیش برای فراموش کردن گذشته ناکام می مونه …
قسمتی از متن رمان آبان ماه اول زمستان است
ونداد زل زل نگاهم کرد و بعد سری به تاسف تکون داد و راه افتاد . به خرده بعد گفت : اسم اون بچه تو شناسنامه آیدینه ! از روزی که به دنیا اومده ویدا صداش می کرده آبان ولی نه از روی عشق تو ! یا عذاب وجدان داشته می کشتنش یا فکر کرده وقتی برگرده ، می تونه با این کار بهت بفهمونه که پشیمونه و می خواد که با تو باشه ! آبان نبینم خام این حیله ها بشی ها ! اون خواهرمه ! هم خونمه ! باید هواشو داشته باشم حتی اگه بدترین گناه رو هم مرتکب شده باشه ! حتی اگه ته دلم هیچ وقت باهاش صاف نشه !
استخونه ! نمی تونم بندازمش دورا ولی تو این جریانا دلم می خواد طرف حق باشم ! می خوام طرف رفیقم باشم ! رفیقی که یه بار از این سوراخ گزیده شده ! آبان دلت بلرزه دوباره می افتی تو چاه ! خودت هم خوب می دونی آب رفته به جوب بر نمی گرده ! عمری که به پای این دختر هدر دادی دیگه هیچ وقت اون عشقو واسه ات بر نمی گردونه ! حتی اگه بهش برسی هم خوشبخت نمی شی ! همیشه یادت می مونه که با برادرت همدست شده و دورت زده ! چرا داری اینا رو می گی ونداد ؟!
برای اینکه این بهم ریختگی رو فقط می تونم پای یه چیز بذارما چون داری اشتباه برداشت می کنی پس لطف کن و خفه شو ! می شه واسه ام توضیح بدی چرا تا مرض سکته رفتی ؟! بذار پای حسرتم ونداد ! حسرت چی ؟! حسرتی که دیگرون گذاشتن به دلم ! : باشه می دارم پای حسرت ولی آبان بخوای بری سمت اون عشق پوسیده کلاهمون میره تو هم ! سکوتم ونداد و بیشتر عصبی می کرد . تا خود خونه حرف زد و غرا وقتی رسیدیم گفت : تو برو تو ، من میرم به چیزی واسه خوردن بگیرم !
دانلود رایگان رمان آبان ماه اول زمستان است اثر رهایش
دانلود رمان آبان ماه اول زمستان است 7.81 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت