دانلود رمان بادها مسیر دیگری دارند به قلم رهایش با لینک مستقیم
رمان بادها مسیر دیگری دارند نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: محرابه سادات قدیری(رهایش)
تعداد صفحات: 739
خلاصه رمان: رمان در مورد یه پسر عکاس به اسم مهامه . داستان حول زندگی شخصی و کاری این پسر می چرخه. عکاسی توی یه روزنامه و سوژه های مختلفش . و زندگی شخصیش که حول یک دختر به اسم شیده …
قسمتی از متن رمان بادها مسیر دیگری دارند
رادمهر در حال روشن کردن شعله ی زیر کتری می گه : آره خب . واقعا باعث تأسفه ! بذارین من این کتریو روشن کنم و اون جای جوشیده ی کهنه رو که واسه مهمونم دم کردم به خوردش بدم بعد براتون چهره ی متأسف و شرمزده به خودم می گیرم ! ابروهامو همراه با شونه هام بالا می اندازم . راد مهر کف دستهاشو رو زمین می ذاره و در حال بلند شدن با خنده می گه: حسابی حرفه ای هستی ها ! چیزی نمی گم ، از کنارش رد می شم و سعی می کنم نگاهم به نگاه سروش که مطمئناً شاکیه نیفته . نیم ساعتی می شه داریم بازی می کنیم
عین این نیم ساعت میل شدید زدن رادمهر باعث شده مرتب روش خطا کنم ! از تکل رفتن و کوبیدن آرنجم تو قفسه ی سینه اش تا هل دادن و تنه زدن بهش ! هر چند هیچ کدوم به مشتی که دیشب باید حواله ی فکش می کردم و نکردم نمی رسن ! در حال دوبیدن به سمت دروازه ی رقیب سروش همیام می شه و می گه : شماها که دیروز ناهارو با هم بودین ! خودمو به نفهمیدن می زنم . خب که چی ؟ این جنگ و دعوا چیه پس ؟ جنگ ؟ جنگ نیس کاراته اس پس ؟ فکر کنم بعد بازی رادمهرو باید ببریم بیمارستان !
در عجبم چرا هیچی هم بهت نمی گه ! یه دونه از اون تکلا رو من بری فکتو پیاده می کنم ! می خندم و سرمو به بازی گرم می کنم. توپ زیر پامه و در حال دریبل کردن به سمت دروازه ی حریفم که یکی از پشت می خوره بهم و پرت می شم رو زمین بر می گردم و دیدن رادمهر براقم می کنه ! به صدم ثانیه بلند می شم برم سمتش ، دستهاشو به علامت تسلیم جلوم می گیره و با لبخند مزخرف نشسته روی صورتش می گه : به جون تو عمدی نبود ! تاریک بود ندیدم تویی والا نزدیکت نمی شدم !
دانلود رایگان رمان بادها مسیر دیگری دارند اثر رهایش
دانلود رمان بادها مسیر دیگری دارند 6.74 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت