ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان شاید خدا گم شد به قلم رهایش با لینک مستقیم

رمان شاید خدا گم شد نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا 

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی

نویسنده رمان: رهایش

تعداد صفحات: 1123

دانلود رمان شاید خدا گم شد

خلاصه رمان: محمد طاها خسروی پسری مسئولیت‌پذیر است که برخلاف چهره و رفتار جدی‌اش قلبی مهربان دارد و تمام تلاش خود را می‌کند زندگی مادر و تنها خواهرش را تامین کند اما درگیری احساسی خواهرش و ورود افراد جدید به زندگی‌شان آرامش نسبی آنها را دچار تلاطم می کند. دشمن قدیمی محمدطاها این بار در لباس دوست ظاهر می شود تا انتقام گذشته را جور دیگری از او بگیرد.جنگ با این دشمن دیرینه همزمان می شود با جنگ محمدطاها با دل و دینش و اتفاقات تازه را رقم می‌زند.

قسمتی از متن رمان شاید خدا گم شد

علی لبخند زد، قوطی سوزن ها را پشت و رو کرد و در حال تکان دادنش گفت : به جون مامانم من أسکولت نکردم مهدینه تو رو ، نه خونواده اتو . تا همین دم صبحی هم حتمی حتمی می خواستم بیام جلو . یعنی همون وقتی هم که اجازه دادین ما بیایم جلو ، من تو ماتحتم عروسی بود . اصلاً اگه بنا بود پا پس بکشم که ملی نمی کردم قضیه رو . کی از خواهر تو و خونواده ی تو بهتر ؟ همینم که ما رو قبول کردین کلی منته رو سرمون و خلاصه از این قبیل هندونه ها ! چوخلص تو و خونواده تم هستم . منتها تو خودتو بذار جا من .

مامان رفیق دنگت جلوتو بگیره، زیر و بم خاطرخواهی پسر شو بریزه وسط و بهت حالی کنه اونی که انگشت گذاشتی روش عشق اول و آخر رفیقت بوده ، تو باشی چی کار می کنی ؟ چشم های محمد طاها گرد شده خیره ی علی بود . می فهمید مادر رفیق ڈنگ علی یعنی مادر خودش اما جمله را درست متوجه نمی شد . گیج بود و ناباور و حالا که علی با لبخند نگاهش می کرد ، منتظر بود بیشتر توضیح بدهد . علی اما بی خیال تکان تکان دادن قوطی سوزن ها ، سوزنی برداشت و میان یکی از دندان هایش فرستاد و گفت : کل مطلب همین بود . حالا اگه کتک متکی هست من در خدمتم .

محدطاها تلاش کرد حرفی بزند ، حرفی نیامد. صحبت هایشان با مادرش در گوشش می پیچید و تلاش پیرزن برای و راضی کردن او به لب باز کردن و در نهایت نگاه بهت زده ی خودش وقتی متوجه شده بود خواستگار مریم علی است . تمام بی تابی روی پشت بام را از نظر گذراند و در نهایت سکوت مادر سر صبحانه و چهره ی متفکرش را به خاطر آورد . پس در تمام آن لحظه ها به تصمیمی که در سر داشت فکر می کرد . به اینکه گوشی را به دست علی بدهد رفیقش دلباخته ی همان دختریست که او برای خواستگاریش پیش قدم شده و این طور هم رفاقتشان را حفظ کند و هم عشق…

رمان شاید خدا گم شد
نویسنده : رهایش
ژانر : عاشقانه، اجتماعی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1123

دانلود رایگان رمان شاید خدا گم شد اثر رهایش

دانلود رمان شاید خدا گم شد 4.94 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in