دانلود رمان گندم به قلم م. مودب پور با لینک مستقیم
رمان گندم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: غمگین، عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: م. مودب پور
تعداد صفحات: 779
خلاصه رمان: داستان درباره ی یک خانواده ثروتمنده که بیشتر اعضای اون کنار هم زندگی میکنن .طی اتفاقاتی یکی از شخصیت های داستان گندم میفهمه که بچه ی سر راهی ست و مشکلات روحی پیدا میکنه ودر طی همین اتفاقات ……
قسمتی از متن رمان گندم
بلند شو بریم تو اگه مشکلی برات پیش اومده با زبون خوش بگوتا یه فکری براش بکنیم پاشو بریم ! بلندشد و همونجور که بادست دیگه ش بازوش رو گرفته بود گفت : احمق دستم شیکست ! تقصیر خودته ! بیابریم تو ! گندم اگه نذاري برم جيغ مي كشم ! داري ديگه ازشور بدرش می کنی بیابریم ! اینو گفتم و دستش رو کشیدم بیرم خونهه که شروع کرد جیغ کشیدن و کمک خواستن منم به سيلي محكم زدم توصورتش ! کامیارم از ماشین پرید پایین اصلامونده بودیم این گندم گه هیچ وقت کوچکترین حرف بدي از دهنش بیرون نمی اومدجرا اينطوري شده !
کامیار یه اشاره بهم کرد که جلو خودمو بگیرم اونقدر عصبانی بودم که نفهمیدم چیکار کردم اصلا دست خودم نبود از دست خودم عصبانی بودم ! برگشتم به گندم که صورتش رو تو دستاش گرفته بود و آروم گریه میکرد نگاه کردم از خودم بدم اومد ! کامیار دوتا سیگار روشن کرد ويکي ش روداد به من تکیه م رودادم به ماشین و چشمام روبستم . نمی دونم چقدر به همون حالت موندم که کامیاربازوم روگرفت چشمامو واکردم بهم اشاره کرد که برم طرف گندم . برگشتم وخونه هاي روبرو رونگاه کردم یکی دوتا پنجره واشده بود و چندتا از همسایه ها داشتن ماهارونگاه میکردن سیگارم روانداختم زمین ورفتم طرف گندم
که همونجوري و استاده بود آروم نازش کردم یه دفعه صورتش روبرگر دوند اونقدر تو چشماش کینه و نفرت بود که به آن جاخوردم ! گندم چیه ؟ ! بازم ميخواي بزني بيابزن ! معذرت می خوام گندم اصلا دست خودم نبود ! اشک هاشو پاک کرد اومد به چيزي بهم بگه که به دفعه چشمش افتاد به بازوم که پانسمان شده بود حرفش روخورد وحالت صورتش عوض شد دیگه از اون نفرت و کینه یه خرده پیش تو صورتش خبري نبود دستش رو گرفتم و گفتم…
دانلود رایگان رمان گندم اثر م.مودب پور
دانلود رمان گندم 3.71 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت