دانلود رمان رئیس وسواسی من به قلم فاطمه خادمی با لینک مستقیم
رمان رئیس وسواسی من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، طنز، بزرگسال
نویسنده رمان: فاطمه خادمی
تعداد صفحات: 1370
خلاصه رمان: آرتان پسری که فوبیا به کثیفی داره و رئیس شرکت واردات و صادرات اما با دیدن منشی شلخته و شیطونش قلبش براش میره… روزی که میخواد به بهار پیشنهاد ازدواج حقیقتی رو در مورد گذشته خودش میافته که مجبور میشه با تانیا دختر خالهش ازدواج کنه، اما حالا بعد از چند سال روبه روی بهار قراره و میگیره و مانع ازدواجش میشه، اما….
قسمتی از متن رمان رئیس وسواسی من
با زنگ گوشیم نگام رو از سقف گرفتم پایین تخت خم شدم گوشیم رو از کیفم در آوردم . با دیدن شماره ستاره ابروی بالا انداختم دکمه سبز رو لمس کردم تماسو اتصال کردم . به ستا خانوم چه عجب. سلام خوبی ؟ تو دکتری ؟ نه . پس چرا میپرسی ؟ وای بهار حرف نزن من به چیزیم شده . چی ؟ می شه بیای پیشم ؟ اره الان میام . خوب منتظرم . حرفی نزدم تماسو قطع کردم ؛ هر کی کارش گیر می کنه یاد بهار بدبخت می افته والا … از جام پاشدم لباسای بیرونم تنم بود باهمون رفتم از اتاق بیرون که ننه جلومو گرفت . کجا ؟ پیش ستاره .
بیا منم برم حوصلم سر رفت از بس خونه موندم بیام یکم با اون کبکم حرف بزنم . آماده شو بعدشم اون اسمش كوكبه . حالا هر چی ! ننه وارد اتاق مامان شد بعد از پوشیدن لباساش اومد بیرون. از خونه خارج شدیم ، همون جور که دست ننه رو گرفته بودم. نگام به پیاده رو بود؛ خونمون سه کوچه با خونه ستاره اینا فاصله داشت. میگم بهار . جانم ننه ؟ منو ببر آرایشگاه خونه عمت بودم منو برد. ببرم چیکارت کنم من خودم یادم نمیاد کی رفتم آرایشگاه بند می خوای بندازی زن دایی بلده .
کی بند و می گه بابا من میخوام پپیتور مانیتور کنم . پوکر نگاش کردم .چی بکنی اینا چی هستن اصلا ؟ بابا همون که روی ناخن صاحب مرده انجام میدن . متعجب نگاش کردم ؛ آخرسر نتونستم جلوی خودمو بگیرم زدم زیر خنده . -ننه اون پدیکور مانیکور ننه . حالا هرگوهی هست من از اونا میخوام . رودل نکنی ننه من بیست و پنج سال سن دارم یه بارم انجام ندادم . تو خری من چیکار کنم ؟ میرم پیش شراره اون انجام میده . باشه برو . با خنده سری تکون دادم به خونه ستاره اینا که رسیدیم زنگ خونه رو زدم .
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.