دانلود رمان خانه آلبالو به قلم کهربا با لینک مستقیم
دانلود رمان خانه آلبالو نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: کهربا
تعداد صفحات: 1257
خلاصه رمان: دلان دختر تنهایی هست با گذشته ای نا معلوم و مشکلات فراوان. دختری که وسط یه ماجرای عجیب و غریب قرار گرفته. اتومبیل سیاهی که تعقیبش می کنه و مردی که به اسم عشق می خواد به دلان دست درازی کنه ، اما…..
قسمتی از متن رمان خانه آلبالو
هامین کمی گلاب کف دستش ریخت . دو دستش را به هم نالید و روی صورت دلان کشید . نفس دلان بالا آمد . هامین به سایه مژگان بلند او چشم دوخت و لرزش چشمانش را دید . پس صدای آرامی گفت : دلان ! باز کن چشماتو ! دلان چشمانش را باز کرد. هامین نفسش را حبس کرد . از این فاصله جنگل سبز و زرد چشمانش شبیه افسانه ها بود . هر آدمی ممکن بود مغلوبش شود . پس فاصله اش را بیشتر کرد و دست انداخت زیر گردن کشیده اش و او را نیم خیز کرد .
لبی سرد لیوان را چسباند به لبهایش و گفت : قندآب بخور ! عقل نداری دیگه . اومدی وسط سرمای کلبه خوابیدی ؟ دلان قندآب را که فرو داد . قطره های کریستالی اشک هایش هم روان شدند . هامین در موقعیت بدی بود . دلداریش میداد ؟ یا باید دست میکشید روی موهایش . یا نگاهش میکرد ؟ گیج بود . نگاه میدزدید از او . دلان که پایین لیوان را گرفت . هامین انگار که از یک زندان آزاد شده باشد . فی الفور عقب گرد کرد . کمی آنطرف تر ایستاد و به دلان نگاه کرد . دلان خجالت زده از رفتار سابقش و ضعف اکنونش سر در گریبان فرو برده بود .
فقط مثل همان ابرهای پر باران روزهای قبل گریه میکرد . هامین در عین آرامش گفت :خب چرا گریه میکنی ؟ مریضی ؟ مشکلی داری که اینطوری غش کردی ؟ دلان خودش هم نفهمید چه وقت سرش را به علامت تایید تکان داد . هامین متعجب گفت : خب می خوای ببرمت درمانگاه ؟ یا مثلا زنگ بزنم یکی بیاد ؟ دلان سرش را به علامت نفی تکان داد . هامین لبخند نامحسوسی زد و گفت :خب به سلامتی زبونت ۰۰ هم که گربه خورده !
دانلود رایگان رمان خانه آلبالو اثر کهربا
دانلود رمان خانه آلبالو 4.39 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت