دانلود رمان انتقام به طعم عشق به قلم مطهره حیدری با لینک مستقیم
رمان انتقام به طعم عشق نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، کلکلی، انتقامی
نویسنده رمان: مطهره حیدری
تعداد صفحات: 1177
خلاصه رمان: آرشام رئیس بیرحمی که بعد از خیانت معشوقش تبدیل به بیرحم و مکارترین فرد روی زمین میشه… انتقام میگیره از دخترای بیگناهی که تنها گناهشون هم جنس بودن با معشوقشه… حالا که آرشام توی فریب دخترا قهار شده نورا به عنوان مترجم با به شرکت قتلگاه احساس وار میذاره که یه ببر زخمی منتظر به دام انداختن سوژهی بعدیشه!
اما در این میان استاد دانشگاه نورا عشق قدیمی خیانتکار خودش از آب درمیاد که از عمد وارد دانشگاه شده تا باز به نورا نزدیک بشه که در قضا این استاد پسر دایی آرشامه!اما خانوادهی نورا با خانوادهی پر نفوذ آرشام چه ارتباط دیرینه ای میتونند داشته باشند و دقیقا نورا کیه که خودشم خبر نداره و آرشامم بیخبر قصد زهر ریزی میکنه؟ آیا عشقی داغ و پرتپش در این میان جایگاهی خواهد داشت که از حرارتش کمی از یخ قلب این پسر زخمخوردهی گناهکارمونو آب کنه؟
قسمتی از متن رمان انتقام به طعم عشق
با ترس به در چسپیدم . ماشین به راه افتاد . رو به روم روی صندلی نشست و آرنجهاشو روی زانوهاش گذاشت . با آرشام چیکار میکردی ؟ هان ؟ بهش نگاه کردم . آقا آرشام پیدام کرد ، خواست بیرتم هتل اما ازش خواهش کردم که بریم به جایی که حالم بهتر بشه ، بعد خودم گفتم بریم شهربازی اونم به ناچاری قبول کرد چون حالم خوب بود ، باور کن چیز خاصی نیست . انگار قانع شد . نفس عمیقی کشید . بذار بهش زنگ بزنم نگرانم نشه فکر کنه شاید دزدیده شدم . نمیخواد ، وقتی رفتی هتل میفهمه سالمی .
خواهش میکنم . پوفی کشید . کوتاه باشه گوشیمو از جیبم بیرون آوردم . دست به سینه به صندلی تکیه داد . شمارشو گرفتم و گوشیو به گوشم نزدیک کردم . با پنج برق صدای خشک و سردش بلند شد . کجایی ؟ بعدا واستون میگم اما بدونید من حالم خوبه ، برید هتل من میام اونجا . انگار عصبی بود . میگم کجایی ؟ خواهش میکنم الان ازم سوالی نپرسید ، نمیتونم بگم ، بعدا صحبت میکنیم . پوزخندی زد . چرا رسمی حرف میزنی ؟ معترض گفتم : آقا آرشام ، لطفا سوالی نپرسید .
باشه ، بعدا خیلی خوب حرف میزنیم ، فقط هر کار میکنی خودتو برباد نده . اینو گفت و تماسو قطع کرد.نفس آسوده ای کشیدم و گوشیمو توی جیبم گذاشتم . یه ابروشو بالا انداخت . باید بهش جواب پس بدی ؟! رئیس شرکتمه ، یه چیزیم بشه پای اون گرفتار میشه ، درک کن . بلند شد و کنارم نشست که بیشتر به در چسبیدم . دستشو پشت سرم روی صندلی گذاشت . نورا بهم نگاه کن . با کمی مکث بهش نگاه کردم . تموم اجزای صورتمو از زیر نظر گذروند . روی خالم ثابت موند و لبخندی زد .
دانلود رایگان رمان انتقام به طعم عشق اثر مطهره حیدری
دانلود رمان انتقام به طعم عشق 12.17 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت