دانلود رمان از جنس اقلیما به قلم شقایق علیزاده با لینک مستقیم
دانلود رمان از جنس اقلیما نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، ارباب_رعیتی
نویسنده رمان: شقایق علیزاده
تعداد صفحات: 764
خلاصه رمان: دختری که فروخته میشه به مردی خشن…
قسمتی از متن رمان از جنس اقلیما
مگه میشه کسی دست رد به پیمان من بزنه ! از خداشونم هست که کسی مثل پیمان دامادشون باشه ! بله رو گرفتم حالا باید یبار دیگه دسته جمعی و رسمی با خود پیمان بریم … دیشبم مادر مریم زهره خانمو شناختم وقتی همراه سیامک خان از شهرستان اومدیم تهران یکم ازادتر شدم و تونستم درس بخونم. بازهره ام تودانشگاه آشنا شدم . دیشب همو شناختیم اصرار کرد که بمونم و بریم سر صندوقچه هاو آلبومای قدیمیشو زمان دانشگاهمون . گذشته روچک میکردیم مادر …دست ای رو گونه اش گذاشتم .
با لبخند نگاهم کرد و گفت : خب دیگه پاشو بریم پایین یک فکری به حال شکم هامون بکنیم از امروز تا خدمه ی جدید بیان زیبا دست تنهاست گناه داره طفلی . سرخوش ازجام پاشدم.میخواستم سرگرم باشم و به گذشته ی تلخ و حال وروز شومم فکر نکنم . سیاناام ستاره رو خوابونده بود پیش ما اومد و پایین رفتیم . تا ناهارمون آماده شه یکم طول کشیدو صدای غرغرای سیاوش بلند شد ولی کلی خوش گذشت . به شوخی و خنده ! منم تونستم یکم از چیزایی که مادرم یادم داده بود بپزم خوراک سینه ی مرغ و پسری چیز دیگه که سرمیزم حسابی ازش استقبال شد !
بعد تموم شدن ناهار ظرفارو جمع کردیم ولی زیبا به شدت مانع شدو گفت تنها میشوره و همینکه توپختن غذاام کمکش کردیم لطف زیادی بوده . طفلی میترسید سیاوش هاپو بشه گازش بگیره میدونم دیگه ! نشستیم توپذیرایی که خانم بزرگ گفت : دیگه کم کم باید آماده بشید.باید چندروزی وقت بذاریم و مفصل بریم خرید واسه عقدو عروسی . پس فرداشبم مهمونیم خونه ی آقای رستمی. سقلمه ی به سیانا زدم و آروم گفتم : آقای رستمی کیه ؟ ریز ریز خندیدوگفت : پهلوم سوراخ شد بابا یواش ! بابای مریمه دیگه !
دانلود رایگان رمان از جنس اقلیما اثر شقایق علیزاده
دانلود رمان از جنس اقلیما 3.68 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت