دانلود رمان موج نهم به قلم نیلا با لینک مستقیم
دانلود رمان موج نهم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: نیلا
تعداد صفحات: 2019
خلاصه رمان: گیسو و دوستانش که دندونپزشک های تازه کاری هستن، توی کلینیک دانشگاه مشغول به کارند.. گیسو که به تازگی پدرش رو از دست داده، متوجه شده برادر بزرگش با یه وکالت، ارثیه پدریشون رو بالا کشیده و از ایران رفته.. گیسو مونده و برادر کوچیکتری که مشکل کلیوی داره و باید عمل بشه.. دکتر خرسند که دندونپزشک حاذق و خوش اخلاقیه و مسئول کلنیکه، به گیسو پیشنهاد میده صوری ازدواج کنن تا مشکل هر دو حل بشه ولی………
قسمتی از متن رمان موج نهم
از اونجایی که قرار بود .. این ازدواج به قرار پنهانی و معامله ای باشه که روزی توسط خود خرسند باطل میشد باید طوری رفتار می کردم که باعث نشه اون ازم دوری کنه البته بشدت از اون روز واهمه داشتم از اون روزی که همه چی بینمون تموم بشه و من باید ازش جدا میشدم ..با این وجود دلم خوش بود به همین روزها ..به همین روزهایی که می خواستم شاد بودن و خوشحالی کردن رو در کنار ش تجربه کنم … دیگه دست خودم نبود حضورش و حتی فکر کردن درباره اش همه ی دنیای بی روح و بی رنگم رو رنگی کرده بود و هر لحظه با فکر کردن بهش کلی انرژی و هیجان می گرفتم ضربان قلب دیگه حالت نرمال نداشت…
و مرتب در حال تغییر و دگرگونی بود دستمو پایین آوردم ..و از درون به خودم اعتراف کردم که کار از کار گذشته و دلم گرفتارش شده اینجا دیگه حداقل باید با خودم رو راست می بودم آهی کشیدم و برگشتم و به سر کوچه نگاهی انداختم .. اتوبوس رو از دست داده بودم … که یهو از پشت سر صدام زد با موجی از بی قراری اما با حفظ ظاهری اروم و چهره ای کاملا با موقر به سمتش برگشتم و بهش زل زدم ..دو سه قدم مونده بهم ایستاد ببخش ..خودت که این ملایری رو می شناسی … شروع کنه دیگه دکمه توقف نداره حالا که می تونستم تنها ببینده صورتش از نزدیک باشم …
این همه انتظار برام بی اهمیت ترین موضوعی میشد که می تونستم بهش فکر کنم : نه زیاد منتظر نموندم سری تکون داد و دستی به روی لب هاش کشید و من کشف کردم … چقدر فرم لب هاش قشنگی که نگاهم رو به چشماش دادم : موهام جلو افتاده یه راست می رم سر اصل مطلب … راستش فکر می کردم هنوز وقتش نشده باشه اما..یک مقدار برنامه هام جلو افتاده تا این رو گفت نگاهی به دو رو برمون انداخت و برگشت و توچشمام زل زد : پدرم می خواد ببینت حرفش اونقدر تکان دهنده و به دفعه ای بود که از درون هول کردم و احساس کردم همه چیز در حال فروپاشیه
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.