دانلود رمان شکارچی من به قلم sedna.z
با لینک مستقیم
دانلود رمان شکارچی من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، پلیسی، هیجانی
نویسنده رمان: sedna.z
تعداد صفحات: 698
خلاصه رمان: یه دخترشیطونـ….مهربونـ….دیووونهـ….به همه کمک میکنه سرخودش بی کلاه میمونهـ….یه فضولی نابه جامی کنهـ…یه فضولی خطرناکـــ….زندگیشوتغییرمیدهـ….
ولی اون تغییرباعث زجروعذابش میشهـ….سمت دیگه یه پسرخُل که هیچی براش اهمیت ندارهـ… زندگی خودشوبه گَندکشیدهـ….تنهاست و تنها….
قسمتی از متن رمان شکارچی من
چشاشو بست و پشتشو بهم کرد : فضول من نباشا نی قلیون فضول باشم میخوای چه غلطی کنی ها حبه انگور ؟ خب باشه توبردی ساکت میخوام بخوابم ـ غلط نخور ساکت نباشم چه غلطی میخوای بکنی ـ به به خانوم خوشگل چیکارا میکنی ؟ بهتری ؟ لبخندی زدم : اقای دکتر کی این مزاحمو راه داد تواتاق من ؟ دکتر ابروش بالا پرید : کیومیگی ؟ با دستم به آریا که داخل مبل چنبره زده بود اشاره کردم : اون یه معتاده انگل جامعس مریضی همه جا پخش میکنه !!!!
خندید : آریا همه میری داد همرو دربیار ! آريا من كاريش نداشتم جیسون ! فراز جسی جون نگا کن حالش از منو توهم بهترهـ زبونشم الهم درالله عین فرفره خوب کار میکنه !!! دکتره که حالا فهمیدم اسمش دکی جلوتر اومد …چراغ قوه رو توچشمم انداخت : دوبینی تاربینی ازاون کوفت وزهرمارا نداری !؟ من ـ مرسی نه خوبم ببین ازاون چگشا بیار که میزنن به زانو طرف ببین پام سالمه یانهـ … خندید : پیش بینی کرده بودم به دلیل خون ازدست رفتت خون به پات نرسیده بود…
وتو نتونستی تکون بخوری یه جورایی سر شده بوده نه فلج كه ..فراز این همچین گفت هیچی حس نمیکنما گفتم قطع نخاع شدهـ .. محکم به بازوش زدم زبونتو گازبگیر خدانکنه من قطع نخاع بشم کی شما دوتا جمع كنهـا !!!! آریا مگه توتالان مارو جمع کردی ؟ من ـ نه..من یه مشت گوسفند جمع نمیکنم..بهتره برید توگاوداری فراز واییی تورروخدا مهیاس امروزو بی خیال چپ اافتادن وگیردادوخیلی چیزای دیگه شو که اصن نمیدونم قراره چه اتفاقاتی…
دانلود رایگان رمان شکارچی من اثر Sedna.z
دانلود رمان شکارچی من 12.16 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت