ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان این مرد کابوس من است به قلم نیلوفر نام آور با لینک مستقیم

دانلود رمان این مرد کابوس من است نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: نیلوفر نام آور
تعداد صفحات: 1945

دانلود رمان این مرد کابوس من است

خلاصه رمان: دلارام توسط گپی تو تلگرام با پرهام آشنا میشه و بعد چند ماه دوستی مجازی قرار میذارن همدیگه و ببیننپدر دلارام طی سانحه ای که تو مهمونی خانوادگیشون رخ میده فوت میکنه و مادرش فلج میشه …پدر دلارام به خواهرش پول سنگینی بدهکار بوده که بعد فوتش عمه دلارام اقدام به فروش خونش میکنه …در این حین پسر عموی پدر دلارام اون و مادرش رو سرپرستی میکنه شاهین پسری تند خو و خودرای هست که وقتی متوجه ارتباط دلارام و پرهام میشه…..

قسمتی از متن رمان این مرد کابوس من است

نگاه پر از تردیدم رو به ساعت روی میز دادم . پنج و ده دقیقه بود . میرم تا شیش نشده برمی گردم ، از این جا تا خیابون سایه ده دقیقه هم نمیشه ! گوشیم رو روی تخت انداختم و با سرعت به سمت کمد لباسم رفتم . سریع شلوار جین مشکیم رو پام کردم ، پالتوی مخمل مشکی رنگم رو پوشیدم و شال مشکیم رو هم روی سرم انداختم . با استرس از اتاقم بیرون اومدم . نه شاهین رو دیدم نه زنعمو رو ، نفسم رو آسوده بیرون فرستادم

و پاورچین به سمت در ورودی رفتم . مثل زندانی های فراری ، با استرس و هیجان زیاد بوت هام رو پام کردم و با گام های بلند ، در حالیکه بر می گشتم و پشت سرم رو نگاه می کردم که مبادا شاهین سر برسه ، خودم رو به در حیاط رسوندم و تو یه حرکت در رو باز کردم و خودم رو توکوچه انداختم و در رو آروم بستم . دختر و پسری که دست تو دست هم در حال عبور از کوچه بودن ، با دیدن این حرکت من با تعجب یکم نگاهم کردن و بعد به راهشون ادامه دادند .

تا سر خیابون رو یک نفس دویدم ، به سر خیابون که رسیدم ، نفسم بالا نمی اومد . دستم رو روی قلبم گذاشتم و شروع کردم نفس های عمیق کشیدن ، چند لحظه بعد که کمی حالم جا اومد … برای تاکسی ای که نزدیک میشد دست بلند کردم که همون لحظه ، تاکسی زرد رنگ مقابلم ایستاد . سر خیابون سايه ميرم . سوارشو دخترم به محض نشستنم ، ماشین راه افتاد . خواستم از کیفم پول دربیارم که متوجه شدم کلا کیفم رو نیاوردم ، و این یعنی فاجعه ! با کف دستم محکم به پیشونیم زدم ، که موجب شد مسافرای دیگه چپ چپ نگاهم کنند . دست کردم داخل جیب پالتوم ، اما جز چند تا دستمال کاغذی مچاله وكثيف چیزی توش نبود !

رمان این مرد کابوس من است
نویسنده : نیلوفر نام آور
ژانر : عاشقانه، هیجانی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1945

دانلود رایگان رمان این مرد کابوس من است اثر نیلوفر نام آور

دانلود رمان این مرد کابوس من است 6.38 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in