ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان او پدرم بود به قلم نیلوفر با لینک مستقیم

دانلود رمان او پدرم بود نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا 

موضوع رمان: اجتماعی،بزرگسال

نویسنده رمان: نیلوفر

تعداد صفحات: 101

دانلود رمان او پدرم بود

خلاصه رمان: درباره ی دختری که مورد دست درازی ناپدری خود قرار میگرد و پس از ان فرار میکند و با امیر اشنا میشود و امیر به او پیشنهاد میکند تا به پلیس مراجعه و همه چیز را بگوید اما دخترک قصه ی ما فرار میکند و با سمانه اشنا و سر از خونه ای سر در میاورد و در یک مهمانی دوباره امیر را میبیند و پس از مهمانی توسط امیر خریداری میشود…

قسمتی از متن رمان او پدرم بود

فرار واژه ی جالبی بنظرم اومد سرم رو به معنای اره تکون دادم لبخندی زد و گفت ..خوشگلی شب جایی داری که بمونی ؟ میخوای با من بیای ؟ نگاهی بهش انداختم .. میترسیدم همراهش برم ادامسش رو باد کرد و گفت میدونم میترسی ولی به شب فکر کردی ؟ بلاهای بدتری سرت میاد.. تو کجا زندگی میکنی ؟ منم و چند تا دختر مثل خودت . هممون از خونه فرار کردیم … بیا چیز بدی نیست که دستش رو گرفتم

و همراهش رفتم توی راه برام یه بستنی خرید و چند تا جوک تعریف کرد مثل به خواهر بزرگ تر میموند خیلی ازش خوشم اومده بود یکم پیاده رفتیم تا به خونشون رسیدیم…خونه ی همکف بزرگی بود توی به کوچه باریک پایین شهر پایین شهر بودنش رو از محلش فهمیدم .. مثل محله ی خونه ی خودمون درب و داغون بود دستم رو گرفت و گفت .. اسمم سمانه ست داخل که رفتیم از من فاصله نگیر تا خاله بیاد باشه ؟ خاله کیه ؟ صاحب خونه ست و بهمون جا و غذا میده  باید به حرفش گوش کنی…باشه ای گفتم

و داخل رفتیم چند تا دختر نسبتا پوشیده جلو اومدن و با پوزخند به سمانه گفتن اوه جديدا فعال شدیا حالا چی بت میدن ؟ خوشگله از کجا آوردیش ؟ سمانه اخمی کرد و گفت لازمه چند تا تیکه بارتون کنم یا گم میشین ؟ به دختر دیگه جلو اومد و سلام کرد قیافش جذاب و بانمک بود لبخندی زد و گفت سمانه جان دقیقا میدونی داری چکار میکنی ؟ اینجا داغون میشه سمانه در حالی که منو داخل میبرد گفت حداقل تا بلوغش وقت داره. تو خیابون دیگه بهش رحم نمیکنن که منظورشون من بودم ؟ چرا داغون شم ؟ سمانه مهلت فکر کردن نداد و سرسری چند تا از دخترا رو بهم معرفی کرد و در نهایت توی یه اتاق برد

رمان او پدرم بود
نویسنده : نیلوفر
ژانر : اجتماعی، بزرگسال
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 101
متاسفانه لینک دانلود رمان او پدرم بود قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in