دانلود رمان الماس جادویی به قلم سلما علیزاده با لینک مستقیم
دانلود رمان الماس جادویی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، تخیلی، بزرگسال
نویسنده رمان: سلما علیزاده
تعداد صفحات: 925
خلاصه رمان: دختری خوشگل و مظلومی که نیمه شب به یک جنگل بزرگ میره و گیر یک خوناشام اصیل که پادشاه همون جنگل بزرگ هست میفته و طی اتفاقاتی ملکه اونجا میشه
قسمتی از متن رمان الماس جادویی
کلافه از جاش بلند شد و گفت : ده بار این و گفتی و پرسیدم چرا ؟ با حرص و صدایی که کمی میلرزید بهش توپیدم : تقصیر تو هست که فیلم ترسناک گذاشتی اخمش از هم باز شد و کم کم لباش تکون خورد و ثانیه ای بعد با صدای بلندی زد زیر خنده با غر غر گفتم…در حالی که میخندید گفت : چرا همون موقع نگفتی که میترسی ؟ از یه طرف از اینکه مسخرم میکرد به شدت عصبی بودم و از طرف دیگه هم دل درد و کمر درد اعصابم و بهم ریخته بود.
با صدایی که تقریبا بغض و خشم قاطی شده بود گفتم : توفان با من بحث نکن اصلا حوصله ندارم . این و گفتم و جلوی قیافه متعجب توفان از اتاق بیرون زدم . روی کاناپه نشستم و از شدت دل درد کمی خم شدم . با صدای در اتاق فهمیدم توفان از اتاق بیرون اومده . دلخور رومو ازش برگردوندم که کنارم نشست و گفت: قهری ؟ بینیم و بالا کشیدم و خواستم چیزی بگم که درد بدی توی دلم پیچید که آخی گفتم و یه قطره اشک از چشمام چکید و توفان با دیدن این حرکتم ترسیده گفت: چی شده ؟
خجالت زده نگاهم و ازش گرفتم و با صدای آرومی گفتم : هیچی چونه ام و محکم گرفت و با صدای عصبی گفت : میگم چته المیرا ؟ جاییت درد میکنه ؟ چنگی به دستش زدم و زمزمه کردم : دلم درد میکنه با چشمای ریز شده نگاهم کرد و مکث کرد…با دیدن صورت خجالت زده ام قضیه رو گرفت و آهان کشداری گفت: الان این خجالت داره ؟
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.