ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان پیوند با الف تاریک از مترجم زینب با لینک مستقیم

رمان پیوند با الف تاریک نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: فانتزی، دارک، اِنِمیزتولاورز، جفت روحی

مترجم رمان: زینب

تعداد صفحات: 349

خلاصه رمان: در پناهگاه بشریت، سرزمین پروتکا، یک دختر معمولی ناخواسته جفت یکی از خطرناک‌ترین دارک‌الف‌ها می‌شود. او می‌داند عشق برای دارک‌الف‌ها، به دلیل یک نفرین باستانی، برابر با جنون است و بنابراین از او فاصله می‌گیرد. اما نگاه اولیه‌شان، پیوندی ناگسستنی بین آن‌ها ایجاد می‌کند. ترس او از تاریکی وجودش و از دست دادن او، در تقابل با جنگ و قوانین بی‌رحم پروتکا قرار می‌گیرد. نتیجه تنها دو گزینه دارد: کاملاً مال هم باشند یا کاملاً نابود …

قسمتی از متن رمان پیوند با الف تاریک

حتی اگه بخوام هم نمی‌تونم فراموششون کنم. زیباترین  چشم‌هایی بودن که توی عمرم دیده بودم. کی بود؟ یه موج ضعف دوباره می‌کوبه بهم. دست‌های محکم روی بازوهام فشار میارن، انگار دارن زندانی رو می‌برن، نه «جواهر» ارباب رو. یکی از نگهبان‌ها با خنده‌ی کثیف میگه: «راه برو، جواهر ارباب! باید زودتر برسونیمت به صحنه، همه منتظرن ببینن چه کاری انجام میدی.» دیگری نفسش رو پشت گردنم فوت می‌کنه: «ببین چه بوی شیرینی داری… حیف که مال ما نیستی.» زیر لب زمزمه می‌کنم: «من جواهر نیستم… من زندانی‌ام.» اگه فقط می‌تونستم تمرکز کنم، شاید راهی برای فرار پیدا می‌کردم… اما فکر خاموش می‌شه وقتی به درهای بزرگ نزدیک می‌شیم. بوی داغ الف‌های تاریک توی هوا پیچیده. ترس کم کم محو می‌شه.

نمی‌تونم بذارم الان بترسم، حتی وقتی ذهنم زیر تأثیر دارو تار شده. هرچی زور می‌زنم، دست‌هاشون مثل چنگال طوفان محکمتر می‌شن، اما هنوز لگد می‌زنم، حتی وقتی پاها سنگین و بی‌فایده شدن. من فقط یه شاخه‌ی لرزانم توی دست باد. هیچ کاری ازم برنمیاد. این همون لحظه‌ایه که همه‌ی زندگیم به سمتش کشیده شده بود. این همون شکلیه که قراره منو مصرف کنن. حتی وقتی زنجیرها منو روی صحنه می‌کشن، اون چشم‌ها هنوز مثل سایه توی ذهنم می‌درخشن. از خودم متنفرم. از این ضعف. می‌دونم این داروی لعنتیه، نه حس من، اما همین هم کافیه تا حس کنم به خودم خیانت کردم. ناگهان منو پرت می‌کنن روی زمین چوبی سفت. صدای فلز و زنجیر مثل رعد اطرافم می‌پیچه. جمعیت با هیجان زیر لب زمزمه می‌کنه.

دستی دیگه بازوم رو می‌گیره و بلندم می‌کنه؛ این یکی نرم‌تره، زنونه، با ناخن‌های بلند که تهدید می‌کنن توی گوشت فرو برن. «دختر خوبی باش»، کسی کنار گوشم زمزمه می‌کنه، درست قبل از اینکه نورها چشم‌هام رو کور کنن و صدای تشویق جمعیت بلند بشه. سفت و سخت کنار یه الف تاریک ایستادم؛ زنی که مثل رفتن به یه مهمونی باشکوه لباس پوشیده. موهای تیره‌ش پیچیده و محکم بالای سرش جمع شده. لباسش اونقدر شیکه که تعجب می‌کنم چرا پارچه‌ی زبرش پوستم رو نمی‌خراشه. «اربابان و مهمانان عزیز»، با لبخند شروع می‌کنه، رو به جمعیت الف‌های تاریک. اونقدر خوش چهره‌ست که می‌شه تصور کرد مهربونه، اما می‌دونم یکی از بدترین‌هاست؛ بارها انسان‌ها رو همینجا فروخته. «به کلوب لامور خوش اومدید.» …

رمان پیوند با الف تاریک
ژانر : فانتزی، دارک، انمیزتولاورز، جفت روحی
ملیت : خارجی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 349

دانلود رایگان رمان پیوند با الف تاریک اثر

دانلود رمان پیوند با الف تاریک 1.33 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند