دانلود رمان باران بعد از جنایت از نمیلا با لینک مستقیم
رمان باران بعد از جنایت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، جنایی
نویسنده رمان: نمیلا
تعداد صفحات: 372
خلاصه رمان: پریا، آزاد شده از چنگال اسارت طولانی، در آستانهٔ فاجعهای جدید قرار میگیرد. پرنیا، خواهری که قرار بود به زودی مادر شود، قربانی یک قتل فجیع میشود و انگشتاتهام مستقیماً به سمت آرمان، شوهر پرنیا و رقیب قدیمی پریا نشانه میرود. پریا اما به این سادگیها قانع نمیشود؛ او حدس میزند چیزی بزرگتر از یک دعوای خانوادگی در کار است. ستایش، دوست نزدیکش، با اطمینان ادعا میکند که آرمان «حتی با همه پستیاش، قاتل نیست». با ظاهر شدن آرش، مردی با هالهای از راز و رمز و درد، پریا همراهی برای واکاوی این پرونده پیچیده پیدا میکند. با این حال، پیوند آن دو میان اعتماد و تردید در حرکت است. هر کشف جدید پریا، خط روشن میان بیگناه و مجرم را کمرنگتر میکند. گذشته، اسرار خود را فاش میسازد و پرده از این واقعیت برمیدارد که این مرگ، فقط یک قتل عادی نبود …
قسمتی از متن رمان باران بعد از جنایت
پدر آمد، اخمی کرد و حرفش روحم را نابود کرد: «با همون پسری که فرار کردی بهم زدی برگشتی؟» پدر خودم چنین حرفی به من میزد؟ به دختر خودش؟ نه بغلش کرد، نه حتی پرسید چی شده بود. مامانم تند گفت و غرید: «خودتو جمع کن، مرد بچهمون بعد این همه مدت اومده.» پدر با اخم به سمت اتاق رفت، در را محکم بست. قلبم شکست، انگار زیر فشار له شد. مامان گفت: «پرنیا، امشب آرمان رو دعوت کن.» خشکم زد: «مامان، آرمان؟» مامانم آرام گفت: «همسر خواهرت دیگه.» دنیا روی سرم فرو ریخت و ویران شد. پس این بود دلیل اینکه پرنیا ازم عذر میخواست ولی چرا؟ این بزرگترین ظلمی بود که خانوادهام در حقم کرده بودند. پدرم چه؟ واقعا نگران دخترش بود یا فقط ظاهر مردهای غیرتی راحفظ میکرد؟ شاید هم
در اصل بیمار بود… پرنیا مرا به اتاقش برد. بغلش کردم، اما از آغوشش بیرون آمدم و گفتم: «تقصیر تو نیست، ولی ازم نخواه که زود بتونم کنار بیام. باید بهم زمان بدین. مغزم قفل شده، زبونم قاصر… اجازه بده برم پیش روانشناس. نمیخوام هیچ کدوممون آسیب ببینیم.» گوشیم را برداشتم و از خانه زدم بیرون. اول باید پیگیر پرونده لیان میشدم. چطور ممکن بود فقط به خاطر یک پیام، او را به جرم آدمربایی بازداشت کنند؟ احتمال میدادم کسی برایش پاپوش درست کرده باشد. وقتی به اداره پلیس رسیدم، مسئول پرونده مدارک را به من نشان داد. لباس عروسم را که لکه خون داشت و گفتند: «این خون متعلق به شماست که روی این لباس پیدا شده.» چشمهایم از تعجب گرد شد. «من حتی با لیان دیدار نداشتم، این امکان نداره.»
لیان به اتهام آدمربایی و ربودن پریا بازداشت شده بود، اما حقیقت این بود که او خیاط پریا بود و آخرین پیامهایش دقیقا همان زمانی ارسال شده بود که صحنه جرم اتفاق افتاده بود. حالا باید ثابت میشد لیان بیگناه است و کسی قصد داشت او را به اشتباه متهم کند. برای پلیس توضیح میدادم و شکایتم را تنظیم میکردم. رو به سرگرد گفتم: «لیان دیگه زندان نمیافته؟» سرگرد با لحنی سرد جواب داد: «فکر نکنم. الان فقط باید آدمربا رو پیدا کنیم.» سرم را به نشانه تأیید تکان دادم و از اتاق بیرون رفتم. ناگهان به مردی برخورد کردم: «آخ، آقا شرمنده!» سرش را بالا گرفت و گفت: «نه خانم،مشکلی نیست.» او وارد شد و مدارکی را امضا کرد. وقتی صدایش کردند، توجهام به چهرهاش جلب شد: «خیاط من؟» او برگشت و نگاهم کرد …
دانلود رایگان رمان باران بعد از جنایت اثر نمیلا
دانلود رمان باران بعد از جنایت 2.22 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت
